آستان جانان این وب سایت با هدف ترویج فرهنگ شعر و موسیقی طراحی شد،باشد که مطالب این سایت مورد توجه بازدید کنندگان محترم واقع شود tag:http://www.hamidahmadvand.ir 2018-08-21T10:55:51+01:00 mihanblog.com ریچاردکلایدرمن 2018-06-22T09:25:55+01:00 2018-06-22T09:25:55+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/41 حمید احمدوند بیوگرافی وچگونگی حضورکلایدرمن در ایران وبرگزاری کنسرت  یچارد كلایدرمن بعنوان یك نوازنده حرفه ای پیانو توانست به مقام و شهرتی دست پیدا كند كه كمتر هنرمند موسیقی فرانسوی تا كنون به این درجه رسیده است  . او طی سالها نوازندگی پیانو، تهیه آلبوم های زیبا و اجرای كنسرت از خود یك  چهره بین المللی بر جای گذاشته است. وی در طول فعالیت حرفه ای خود بیش از 800 آلبوم موسیقی تهیه كرده است كه در این میان 63 عدد از آنها بعنوان آلبوم پلاتینیوم و 263 عدد بعنوان آلبوم طلایی شناخته شده است، آما

بیوگرافی وچگونگی حضورکلایدرمن در ایران وبرگزاری کنسرت


 

یچارد كلایدرمن بعنوان یك نوازنده حرفه ای پیانو توانست به مقام و شهرتی دست پیدا كند كه كمتر هنرمند موسیقی فرانسوی تا كنون به این درجه رسیده است  . او طی سالها نوازندگی پیانو، تهیه آلبوم های زیبا و اجرای كنسرت از خود یك  چهره بین المللی بر جای گذاشته است. وی در طول فعالیت حرفه ای خود بیش از 800 آلبوم موسیقی تهیه كرده است كه در این میان 63 عدد از آنها بعنوان آلبوم پلاتینیوم و 263 عدد بعنوان آلبوم طلایی شناخته شده است، آمار فروش آلبوم های او نزدیك به نود میلیون نسخه ثبت شده تخمین زده می شود.

 

 

هنوز خاطره آهنگ‌های ریچارد كلایدرمن از ذهن ایرانی‌ها پاك نشده است. سال‌های میانی دهه 60 شمسی بود كه این نوازنده فرانسوی با قطعات ساده اما گیرای خود، بازار نوارهای كاستِ بی‌كلام را قبضه كرد. سیطره كلایدرمن تا سال‌های بعد هم ادامه یافت، حتی زمانی كه سی‌دی‌ها وارد بازار شدند و دسترسی به اینترنت رواج پیدا كرد. مخاطبان ایرانی بعد از آن هم آلبوم‌ها و قطعاتی چون كاج نقره‌ای، ماه آتش، قلب طلایی، نامه‌ای به مادرم، خاطرات و كریسمس را از یاد نبردند. حال، سا‌ل‌ها از آن دوران پرخاطره گذشته و به نظر می‌رسد «شاهزاده عشق» (لقبی كه در نیویورك به او دادند) همچنان درصدد است برای ایرانیان خاطره‌سازی كند.

 

 

 

او این بار سراغ سرود «ای ایران» رفته كه نوستالژیایش از نوستالژیای آهنگ‌های وی پررنگ‌تر و البته پرمحتواتر است. این نوازنده و آهنگساز فرانسوی بعد از وقفه‌ای كه سال قبل بر سر آمدنش به ایران رخ داد، هفته گذشته در گفت‌وگو با «شرق» از سفر قریب‌الوقوع به تهران خبر داد. كلایدرمن در گفت‌وگوی حاضر كه با همیاری گری مك كارتنی (مدیر ارتباط با رسانه‌های او) انجام شده، از حس خود نسبت به مردم ایران، موسیقی ایرانی و البته سرود «ای ایران» گفته است.


 

در ماه‌های گذشته اعلام شد قرار است كنسرتی زنده در تهران روی صحنه ببرید. برخی حواشی، حضور شما را در تهران به تعویق انداخت. آیا با وجود این حاشیه‌ها، همچنان مصمم به برپایی این كنسرت در تهران هستید؟

 

قطعا چنین است و من مصمم به برپایی این كنسرت هستم. ایران، كشوری با تمدنی كهن است و من عمیقا در آرزوی این فرصت هستم تا در آینده‌ای نزدیك در كشور شما روی صحنه بروم. از ابتدای فعالیتم در عرصه موسیقی تا این لحظه، در 70 كشور جهان روی صحنه رفته‌‌ام و امیدوارم ایران، هفتاد‌ویكمین كشوری باشد كه برای یك كنسرت زنده به آن پا می‌گذارم.

 

حاشیه‌های به وجودآمده برای شما تا چه حد روی انگیزه‌تان از سفر به ایران اثر گذاشت؟

 

می‌توانم بگویم تقریبا هیچ. با اینكه این حواشی برایم عجیب بود اما چون واقعیتی نداشت از عزمم برای سفر به ایران نكاست. در عین حال، انتشار اخبار نادرست و غیرواقعی در مورد «نواختن آهنگی برای اسرائیلی‌ها» مرا واداشت تا جوابیه‌ای تنظیم و آن را از طریق نماینده قانونی‌ام در ایران منتشر كنم.

 

این برای اولین بار بود كه یك موسیقیدان خارجی درخصوص اتهام مطرح‌شده علیه خود داخل ایران، پاسخ می‌‌داد.

 

همان‌طور كه اشاره كردم، طرح اتهامات مطرح‌شده برایم خیلی عجیب بود. نمی‌دانم خاستگاه این حواشی درباره من چه بود؛ اما من به عنوان آهنگساز و نوازنده‌ای كه ایران را دوست دارد، وظیفه خود دانستم با نگارش و انتشار نامه‌ای رسمی، به این اتهام‌ها پاسخ دهم. در آن نامه به این نكته اشاره كردم كه در حال حاضر در سراسر دنیا صدها سی‌دی قلابی و غیرقانونی به نام من، دست به دست می‌چرخد. دنیای مجازی (وب) آنقدر وسیع و گسترده است كه من نمی‌توانم از تمامی این آلبوم‌های قلابی مطلع شده یا مانع از انتشار آنها شوم. نكته دیگر، ربط دادن آلبوم «تپش قلبِ» من، با اسرائیل بود. آنجا گفتم و حال هم تكرار می‌كنم كه این آلبوم ربطی به اسرائیل ندارد. این سخنان، چیزی جز نشر اكاذیب نیست و هدف من از نگارش آن نامه، خاتمه دادن به این اتهامات بود. البته بعد از انتشار آن جوابیه، خبر دیگری در این باره به گوشم نرسید و شاید حاشیه‌پردازان متوجه اشتباه خود شده‌اند.

 

اصلا چه شد تصمیم به برپایی كنسرت در ایران گرفتید؟

 

این تصمیم به دنبال دعوتی كه از من صورت گرفت، عملی شد.

 

 

 

آلبوم‌های شما برای سالیان متمادی در صدر آلبوم‌های پرفروش موسیقی در جهان بود. حتی در ایران هم این وضعیت به چشم می‌خورد. با این حال از چند سال قبل ناگهان انتشار و پخش آلبوم‌های زنده شما رو به كاستی گذاشت. دلیل این مساله چه بود؟

 

حق با شماست. 15 سال از زمانی كه من آخرین آلبوم زنده خود را ضبط كردم، می‌گذرد. دیگر زمان آن رسیده كه یك آلبوم زنده دیگر ضبط كنم. البته می‌دانید كه بازار عرضه سی‌دی‌های موسیقی با افت تقاضا مواجه شده و خصوصا در شرق آسیا همچون گذشته سی‌دی‌های موسیقی پخش و توزیع نمی‌شود. برخی، از خداحافظی با سی‌دی و دی‌وی‌دی صحبت می‌كنند و حتی من شنیده‌ام برخی شركت‌های تهیه‌كننده موسیقی تصمیم گرفته‌اند تولید آلبوم را روی سی‌دی یا دی‌وی‌دی تا پایان سال جاری میلادی متوقف و تولیدات خود را از طریق فروشگاه‌های آنلاین عرضه كنند. ما الان در عصری زندگی می‌كنیم كه علاوه بر رایانه‌های شخصی، تبلت‌ها، دستگاه‌های پخش‌كننده MP3 و تلفن‌های همراه رواج بسیاری یافته‌اند. اینها، عواملی است كه روی انتشار آلبوم‌های زنده اثر می‌گذارد. با این حال همان‌طور كه اشاره كردم، در آینده نزدیك آلبوم زنده‌ای را روانه بازار خواهم كرد.

 

تا جایی كه اطلاع داریم، تحصیلات خود را در كنسرواتوار عالی پاریس ناتمام گذاشتید. دلیل این مساله چه بود؟

 

حقیقتش این است كه والدین من وضع مالی خوبی نداشتند و از عهده مخارج تحصیلم در كنسرواتوار عالی پاریس برنمی‌آمدند. از این رو مجبور شدم با نوازندگی در گروه‌های پاپ و راك، گذران امور كنم. در واقع، سرنوشت مرا به دنیای موسیقی غیركلاسیك كشاند و این برخلاف خواست و میلی باطنی‌ام بود.

 

چه شد به نوازندگی ساز پیانو علاقه‌مند شدید؟

 

خب، پدرم معلم موسیقی و نوازنده پیانو بود، یك نوازنده متبحر پیانو. وقتی پنج ساله بودم، مقابل پیانوی پدرم می‌نشستم تا بنوازم. پدرم اولین مربی و استاد پیانو برای من بود. در چنین خانواده‌ای رشد یافتم. خانه‌مان سرشار از موسیقی بود. قبل از آن، من از سه، چهارسالگی به شكل غیرارادی مقابل كیبورد می‌رفته‌ام تا بنوازم! همیشه در درون خود، كششی را به سمت موسیقی حس می‌كردم. پدرم در این احساس نقش مهمی داشت و من همیشه خود را مدیون او می‌دانم.

 

و طبیعتا نیمه‌تمام ماندن تحصیلات در كنسرواتوار عالی پاریس، این كشش را كم نكرد...

 

گاه شرایط ناگوار، سرنوشت آدم‌ها را به گونه‌ای دیگر رقم می‌زند. شاید اگر پدرم بیمار نمی‌شد و مشكلات مالی بر خانواده‌ام هجوم نمی‌آورد، من مثل ده‌ها دانشجوی دیگر، دوره پیشرفته پیانو را در كنسرواتوار پاریس ادامه می‌دادم و با درجه عالی فارغ‌التحصیل می‌‌شدم. اما همیشه سرنوشت آنچه را به مذاق ما خوش می‌آید، رقم نمی‌زند. از این ناراحت نیستم كه چرا این شرایط برایم رقم خورد چرا كه ناگواری‌ها و تلخی‌های دوران جوانی، دید من را عوض كرد.

 

با این حال گویا میل قلبی شما فاصله گرفتن از موسیقی كلاسیك بوده است. تا آنجا كه می‌دانیم در 16، 17 سالگی یك گروه راك راه انداخته بودید...

 

اگر خود را یك «نوازنده كلاسیك» ندانم، بی‌انصافی كرده‌ام، چون نوع موسیقی‌ای كه می‌نوازم و می‌سازم، موسیقی پاپِ كلاسیك است. اما «كلاسیك» به آن معنا كه «بتهوون» بود، نیستم. منبع موسیقی تولیدی من «قلب»ام است. از این رو تصور می‌كنم تماشاگر ترجیح می‌دهد به موسیقی‌ای گوش دهد كه یك ملودی خاطره‌انگیز و زیبا داشته باشد؛ حال این ملودی با پیانو نواخته شود یا با گیتار. شما به جوانی من و كناره‌گیری‌ام از موسیقی كلاسیك اشاره كردید. نمی‌توانم اسم آن حركت را كناره‌گیری بگذارم. من فقط دنبال یك موسیقی متفاوت بودم. حتی وقتی با دوستانم آن گروه راك را راه انداختیم، قصدم شورش علیه موسیقی كلاسیك نبود. آن كار بیشتر یك ماجراجویی بود.

 

در كارنامه شما، نام پل دو سنویّ و الیویه توسن زیاد به چشم می‌خورد. این دو نفر چه تاثیری بر فعالیت شما گذاشته‌اند؟

 

همكاری من با پل دوسنویّ و الیویه توسن، از سال 1976 به بعد، در واقع حیات هنری‌ام را دگرگون كرد. در واقع طی سی و چند سال گذشته من با دو تهیه‌كننده كار كرده‌ام كه هر دو آنها آهنگسازان بزرگی هم هستند. خصوصا دوسنویّ، قطعات زیبایی برایم نوشته كه من خود را مدیون او می‌دانم.

 

 

 

طی این سال‌ها، عده‌ای از منتقدان، موسیقی شما را «بازاری» و «غیر آكادمیك» خوانده‌اند. به این منتقدان چگونه پاسخ می‌دهید؟

 

آنها در بیان نظرات خود آزاد هستند! یك روز، خبرنگاری، مشابه سوال شما را از من پرسید. گفت: «ریچارد، عده‌ای از مردم فرانسه دل‌ِخوشی از موسیقی تو ندارند و به آن نقدهایی وارد می‌دانند...» من پاسخی به آن خبرنگار دادم كه حالا، به شما هم می‌دهم: گاهی ممكن است كسی از موسیقی تو خوشش نیاید. ایرادی ندارد. این بخشی از بازی است. مهم برایم این است كه كنسرت‌هایم را برپا كرده‌ام؛ كنسرت‌هایی با تماشاگران شاد. وقتی مخاطبانم را شاد می‌بینم بهترین پاسخ را می‌گیرم. البته به احساس و نگاه منتقدان احترام می‌گذارم؛ با این حال از نوع نگاه منتقدان، غمگین نیستم.

 

با این وصف آینده موسیقی پاپ را خوب می‌بینید؟

 

موسیقی پاپ – به طور كلی – مبتنی بر ملودی‌های خوب، تنظیمات پیشرفته و اصوات به یادماندنی است. من فكر می‌كنم این نوع موسیقی برای همیشه خواهد ماند.

 

این تلقی كه موسیقی پاپ و راك با تكیه بر مصرف‌گرایی مدرن باعث شده‌اند بسیاری از الگوهای فرهنگی و هنری به طور كلی واژگون یا شكل‌های دیگری جایگزین آن شود را چطور ارزیابی می‌كنید؟

 

من تا حدی با این تلقی موافق‌ام. ما در شرایطی به سر می‌بریم كه موسیقی كلاسیك و آكادمیك دچار نوعی فترت و حتی ركود شده. این امر ناشی از این است كه چرخه اقتصاد و موسیقی بر محور موسیقی پاپ و تا حدی موسیقی راك می‌گردد. دلیل این مساله هم، همان مصرف‌گرایی مدرن است كه شما به آن اشاره كردید. شاید منتقدان زیادی موسیقی مرا متهم به تبعیت از همین مصرف‌گرایی مدرن كنند، اما من موسیقی خود را «نئورمانتیك» می‌دانم. همان طور كه اشاره كردم، منبع این موسیقی «قلب» من است. تفاوت این موسیقی با موسیقی «مصرف‌گرا»، در آن است كه چندان بر فرهنگ‌ عامه تكیه ندارد. من در موسیقی خود، در پی فلسفه‌بافی نیستم. می‌دانید كه هیچ گونه‌ای از موسیقی در دوران مختلف، از رنسانس و باروك گرفته تا كلاسیك و رمانتیك توان آن را نداشته تا چنین در زندگی روزمره مردمان جریان یابد. هر گونه‌ای از موسیقی كه با حفظ تكثرگرایی و آزادی، موسیقیِ دلِ مردم باشد، می‌تواند نماینده موسیقی دوران معاصر باشد.

با این اوصاف نگاه‌تان به مردمان مشرق‌زمین كه موسیقی «رمانتیك» شما را گوش می‌دهند، چیست؟

 

احساس خوشوقتی وافری می‌كنم از اینكه مردمان بسیاری در پنج قاره، موسیقی مرا تحسین و ستایش كرده‌اند. این حقیقت دارد كه كشورهای خاورمیانه و شرق دور، بخش اعظم دوستداران موسیقی مرا در خود جای داده‌اند. از این مساله دچار نوعی شعف وصف‌ناپذیر می‌شوم. حس می‌كنم یك نوع رابطه حسی منحصربه‌فرد، بین من و مردم این كشورها وجود دارد.

 

و در این میان احساس‌تان به مخاطبان و دوستداران موسیقی در ایران چیست؟

 

آرزو دارم كه در كنسرت پیش‌رو در تهران، لحظاتی به‌یادماندنی برای مردم ایران رقم زنم. در همین راستا، من مدتی است روی آهنگ معروف «ای ایران» كار می‌كنم. قصد دارم این آهنگ را برای اجرای پیش‌رو تنظیم كنم. امیدوارم به زودی شرایط اجرای این آهنگ مهیا شود.

 

چگونه با این آهنگ آشنا شدید و چه شد تصمیم به تنظیم آن برای ساز پیانو گرفتید؟

 

هر كس كه اندك مطالعه‌ای روی تاریخ موسیقی ایران داشته باشد، با این آهنگ كه در واقع اولین سرود ملی و مردمی‌ترین سرود معاصر كشور ایران هست، آشنا می‌شود. «ای ایران» سرود تاثیرگذار و مهیجی است. اولین بار كه به آن گوش فرا دادم، حس عجیبی سراسر وجودم را در بر گرفت. به همین دلیل همان زمان تصمیم گرفتم ضمن تنظیم مجدد آن برای ساز پیانو، خود را بیش از پیش به حافظه شنیداری مردم ایران و خاطرات آنها نزدیك كنم. می‌خواهم هم‌صدا با ایرانی‌ها، «ای ایران» را بنوازم.

 

تا آنجا كه می‌دانیم شما به پركاری شهره‌اید. گفته می‌شود بعد از بتهوون، شما تنها موسیقیدانی هستید كه با ساز پیانو، شهرتی قابل توجه در میان اقشار مختلف كسب كرده‌اید. آیا موافق این تعبیر هستید؟

 

این صحبت را زمانی یك روزنامه‌نگار آلمانی بر زبان راند و البته من از این طرز تلقی، تعبیر به تفاخر یا حس برتری‌جویی نسبت به دیگران نمی‌كنم. اما در مورد این پركاری – به تعبیر شما – باید بگویم از اجرای زنده روی صحنه لذت می‌برم و انرژی برای ادامه حیات می‌گیرم. چه لذتی بالاتر از آنكه شما به طور مستقیم با مخاطبان و دوستداران‌تان رو به رو شوید.

 

حالا كه به یكی از سوالات قبلی شما در مورد چرایی عدم انتشار آلبوم زنده فكر می‌كنم، می‌بینم طی این سال‌ها مدام از این كشور به آن كشور در حال سفر بوده‌ام. انگیزه این سفرها، فقط مسایل مالی نیست. من موفقیت و رشد خود را مرهون همین پركاری می‌دانم. شاید باور نكنید اما زمان‌هایی شده كه من 250 روز از سال را خارج از فرانسه به سر برده‌ام. در برخی سال‌ها، شمار كنسرت‌های من ظرف یك سال، بیشتر از 200 تا بوده است. در این كنسرت‌ها كه گاه با همراهی 10 نوازنده برپا شده و گاه با همراهی یك اركستر، من این امكان فرصت را یافته‌ام تا ریتم‌ها و سبك‌های مختلف را در هم تلفیق و احساسات مخاطبانم را تقویت كنم.

 

این حد دوری از خانواده‌ برایتان آزاردهنده نیست؟

 

خانواده‌ام برایم اهمیت بسیار زیادی دارند. مادرم، همسرم كریستین و همچنین دختر و پسرم. آنها موتور حركت من به جلو هستند. دلیل زنده ماندنم‌اند. هر چند جدایی گاه به گاهی از خانواده، برایم آزاردهنده است؛ با این حال من خود را در قبال میلیون‌ها طرفدارم، مسوول می‌دانم.

 

]]>
استادبنان 2018-06-18T04:58:52+01:00 2018-06-18T04:58:52+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/38 حمید احمدوند              طلوع غلامحسین بنان، 15 اردیبهشت 1290 در محله قلهک تهران به دنیا آمد. پدرش کریم خان بنان الدوله نوری و مادرش از خانواده قاجار و دختر شاهزاده رکن الدوله (برادر ناصرالدین شاه) بود. او از شش سالگی در رشته های خوانندگی و هم چنین نوازندگی پیانو به تحصیل موسیقی پرداخت. گفته می شود یکی از معلمان او درواقع مادرش بوده که با نوازندگی پیانو آشنایی داشته است. اولین استاد او هم در خانه حضور داشته؛ کریم خان بنان ا

 

 

 

 

 

 


 طلوع

غلامحسین بنان، 15 اردیبهشت 1290 در محله قلهک تهران به دنیا آمد. پدرش کریم خان بنان الدوله نوری و مادرش از خانواده قاجار و دختر شاهزاده رکن الدوله (برادر ناصرالدین شاه) بود. او از شش سالگی در رشته های خوانندگی و هم چنین نوازندگی پیانو به تحصیل موسیقی پرداخت. گفته می شود یکی از معلمان او درواقع مادرش بوده که با نوازندگی پیانو آشنایی داشته است. اولین استاد او هم در خانه حضور داشته؛ کریم خان بنان الدوله پدر غلامحسین بنان. استاد بعدی او، میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش ناصر سیف بوده اند.



گل های رنگارنگ

سال 1321 آغاز فعالیت بنان با رادیو بود. روح الله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی پذیرفت و پس از چندی همکاری او با ارکستر شماره یک گل های رادیو نیز شروع شد. بنان از جمله کسانی بود که از ابتدای کار برنامه درازمدت و نام آشنای «گل های رنگارنگ» که توسط استاد داود پیرنیا تاسیس شده بود، حضور داشت.

 

ثمره فعالیت استاد

 

گفته می شود بنان در طول فعالیت های هنری اش، حول و حوش 350 قطعه را خوانندگی کرده است. اساتید موسیقی سنتی، ویژگی خاص صدای بنان را درک درست از پورتامنتوخوانی و رعایت نوانس درست حین خواندن می دانند. یعنی او می توانست از حجم صدای خود در جهت ادای شعر بهترین استفاده را داشته باشد. ویژگی دیگر بنان که از دیگر نکاتی بود که او را به این حد از شهرت رساند، جسارت او در اجرای نغمات جدید و مدرن ایران بود.

 


 

او را بهترین اجراکننده آهنگ های سبک وزیری- خالقی می دانند و هم چنین در کنار ادیب خوانساری از بهترین اجراکنندگان آثار صبا و محجوبی نیز محسوب می شود.

 

او استعداد بالایی در مرکب خوانی و تلفیق شعر و موسیقی در آوازهایش داشت که بسیار مورد تحسین اهالی فن قرار گرفت.

 

اما بنان علاوه بر اجرای قطعات ردیف خوانی، خوانندگی قطعا نسبتا تجربی آن زمان را نیز در کارنامه اش دارد. یکی از همین کرها که بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت، همان «الهه ناز» است.


 

الهه ناز نخستین بار سال 1333 خورشیدی از رادیو ایران پخش و بلافاصله با استقبال غیرمنتظره ای مواجه شد. آهنگ ساز این اثر اکبر محسنی و سراینده شعر آن کریم فکور و تنظیم کننده آن روح الله خالقی، رهبر ارکستر انجمن موسیقی ملی آن زمان، است. این ترانه را نوعی نقطه عطف در تصانیف موسیقی سنتی می دانند. عده ای از موسیقی دانان آن زمان به تولید چنین آثاری که رنگ و بوی عامه پسندتری داشتند، علاقه مند بودند و در نهایت بنان نیز به این وادی کشیده شد و با خواندن آن، بین توده مردم بسیار مشهور شد.

 

بنان پیش از این، تصانیف به نسبت سنگین تری از آثار آهنگ سازی همچون روح الله خالقی، مرتضی محجوبی یا علینقی وزیری را اجرا کرده بود که اشعار آن معمولا از شعرای کلاسیک یا در همان فرم قرار داشت. تصانیفی هم چون «کاروان»، «می نابم»، «مرغ حق»، «ای امید من کجایی»، «مرا عاشق تو کردی»، «نوای نی» و «حالا چرا» از این دسته است. اما در دهه 30 خورشیدی، الهه نازی از رادیو پخش شد که از همه نظر، با تصنیف های پیش تر خوانده شده تفاوت داشت.


 

اکبر محسنی (1374-1291) آهنگ ساز این قطعه، موسیقی دان مشهوری نبود و از نوازندگان نه چندان مطرح تار، در ارکستر موسیقی ملی محسوب می شود و در کنار نام دارانی همچون ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، حسنی تهرانی، جواد معروفی، یحیی زرین پنجه و رضا فعالیت می کرد و ساز می زد. اما با استقبال روح الله خالقی دست به آهنگ سازی زد و نتیجه اش این قطعه مشهور و محبوب مردم شد. گفته می شود خالقی، این روحیه را داشته و پیوسته به شاگردان و اعضای ارکسترش برای عرض اندام، میدان می داده است. کریم فکور (1375- 1304) نیز که فارغ التحصیل رشته حقوق بود، تا پیش از این قطعه، ترانه سرایی تصانیف نه چندان مطرح را در کارنامه اش داشت.

 

ابتدا آهنگ این قطعه توسط اکبر محسنی ساخته شد و سپس او به کریم فکور سفارش داد تا شعری روی آن بسراید. چرایی پیدایش این قطعه، به فرزند تازه متولد شده محسنی که ناناز صدایش می کرد؛ بر می گردد و اصلا به همین خاطر بوده که او از فکور می خواهد در شعری که می سراید، تاکید زیادی روی کلمه ناز به کار رود. حاصل کار هم یک ترانه معمولی اما خوش آهنگ بود.

 

بنان وقتی این کار را شنید، خوشش آمد و زمانی تصمیم قطعی به اجرا آن گرفت که دید روح الله خالقی قرار است آن را تنظیم کند.

 

این قطعه، در انتخاب ریتم و خط ملودی اش نوآوری داشت که این هم را می تواند مدیون خالقی دانست. این نکات به علاوه یک ترانه ساده با مضمونی عاشقانه و هم چنین اجرای دقیق بنان، از نکاتی بود که آن را در میان تصانیف موسیقی ما ماندگار کرد.

 

تدریس آواز

 

بنان در سال 1322 به پیشنهاد شادروان خالقی در هنرستان ملی به تدریس آواز مشغول شد و در سال 1334 رئیس شورای موسیقی رادیو شد. او در رادیو با موسیقی دانان کاربلدی هم چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حسین تهرانی و علی تجویدی همکاری کرد.

 

چرا استاد همیشه عینک آفتابی به چشم داشت

 

27 آذرماه 1336 وقتی بنان در جاده کرج مشغول رانندگی با خودرویش بود، با یک کامیون که فاقد چراغ ایمنی عقب بوده تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد. به همین خاطر بود که او از سال 36 به بعد، همیشه از عینک دودی استفاده کرد. ابوالحسن ورزی، از دوستان شاعر بنان چند خط شعر به خاطر این حادثه برای او سرود:

 

دیدم چو بازیگری دور زمان را/ بازیچه گرفتیم همه کار جهان را

 

ما از گذر عمر بجز درد چه دیدیم/ تا دل بسپاریم جهان گذران را

 

باری ست گران محنت این عمر به دوشم/ تا چند کشم زحمت این بار گران را

 

از بهر نمایاندن غم های نهان بود/ روزی که دیمدند به تن پرتو جان را

 

در خرمن صاحب نظران برق بلا شد/ آن شعله که افروخت چراغ دگران را

 

آماج بلا جز دل ارباب هنر نیست/ سر خط امان داده قضا بی هنران را

 

می خواست که در چشم هنر نور نماند/ آسیب رسانید اگر چشم بنان را

 

افسوس که تاریک شد آن دیده که می دید/ با برق نگاهی همه اسرار نهان را

 

بنان، برای معالجه چشمش به خارج از کشور مسافرت کرد، اما بینایی اش بازنگشت. اما این سفر، در زندگی هنری بنان یک تحول ایجاد کرد و دقیقا پس از این سفر بود که تصمیم گرفت در مواضع هنری خود بازنگری کند. او می گفت: «من از این پس کوشش می کنم آثاری اجرا کنم که واجد وزنی شاد و شعری امیدوارکننده است. من جدا از ادامه شیوه قدیم که شباهت به مرثیه خوانی دارد، خسته شده ام. البته در این زمینه سازندگان آهنگ باید با من یاری و همکاری کنند.» حاصل این تصمیم اجرای برخی ترانه های ساده تر و محبوب تر از اوست.

 

 

 

بهترین آثار از نگاه استاد بنان

 

از محبوب ترین ترانه های بنان می توان به «آهنگ آذربایجان» در دشتی، «آمدی جانم به قربانت» در بوسلیک، «بهار دل نشین» در آواز اصفهان، «بوی جوی مولیان» در آواز اصفهان، تصنیف «توشه عمر» در دستگاه همایون و سرود همیشه جاوید ای ایران در مایه دشتی اشاره کرد.

 

همسر دوم بنان خانم پری دخت آور که این چهار آلبوم جدید نیز به اهتمام او منتشر می شود، تصریح می کند که بنان بهترین اثر خود را «حالا چرا» و «کاروان» می دانسته و می گفت: «کاروان را برای بعد از مرگم خوانده ام

 

کاروان را مرتضی محجوبی در سوگ از دست دادن برادرش در دشتی آهنگ سازی کرد. این اثر بدون شک یکی از حزن انگیزترین قطعات موسیقی ماست که به درستی ساخته و هم چنین توسط خواننده آن ادا شده است.

 

 

 

بنان مدت کوتاهی آموزش بازیگری هم دید و در سال 1327در فیلم به نام«توفان زندگی» ساخت علی دریابیگی و اسماعیل کوشان بازی کرد. داستان این فیلم در انجمن موسیقی ملی اتفاق می افتد و بنان در این فیلم، دو ترانه اجرا می کند.

 


انتشارات ماهور اعلام کرد پس از ماه های محرم و صفر، پنج آلبوم از بنان منتشر خواهد کرد. این آثار به آهنگ سازی هنرمندانی چون روح الله خالقی، علی نقی وزیری، اکبر محسنی و تعدادی دیگر از هنرمندان برجسته حوزه موسیقی انجام گرفته است که در سال های حیات مرحوم بنان به صورت مستقل تولید شدند، اما تا امروز در بازار منتشر نشده بودند.

 

گفته شده یکی از این آلبوم ها، مربوط به صفحه هایی است که مرحوم بنان آن ها را در بازار موسیقی منتشر کرده بود، اما مخاطبان کمتری به آن دسترسی داشته اند.


غروب

غلامحسین بنان هشتم اسفند 1364 در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت و برخلاف وصیتش که سفارش کرده بود در مزار ظهیرالدوله به خاک سپرده شود، در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. او مدت ها بود از بیماری گوارشی و هم چنین افسردگی رنج می برد.

 


.

.

.

حافظامردنکونام نمیردهرگز

روحش شادیادش گرامی

]]>
استاد سلیم موذن زاده 2016-11-23T06:18:24+01:00 2016-11-23T06:18:24+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/37 حمید احمدوند سلیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی (۱۳۱۵-۱۳۹۵) یکی از مداحان ایرانی در سال ۱۳۱۵ خورشیدی در شهر اردبیل زاده شد.استاد سلیم موذن زاده که بیش‌تر نوحه‌هایی را به زبان ترکی آذربایجانی سروده، به زبان‌های فارسی و عربی نیز تسلط داشت. پدرش شیخ عبدالکریم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نخستین مؤذن رادیوی ایران است و برادرش رحیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نیز از مؤذنان اسلامی است.سلیم مؤذن‌زاده در مراسم ختم حیدر علی‌اف رئیس‌جمهور پیشین جمهوری آذربایجان برای اجرای نوحه دعوت شده بود. بیش از دو هزار عنوان نوار کاست مربوط به برنامه‌های


سلیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی (۱۳۱۵-۱۳۹۵) یکی از مداحان ایرانی در سال ۱۳۱۵ خورشیدی در شهر اردبیل زاده شد.
استاد سلیم موذن زاده که بیش‌تر نوحه‌هایی را به زبان ترکی آذربایجانی سروده، به زبان‌های فارسی و عربی نیز تسلط داشت. پدرش شیخ عبدالکریم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نخستین مؤذن رادیوی ایران است و برادرش رحیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نیز از مؤذنان اسلامی است.
سلیم مؤذن‌زاده در مراسم ختم حیدر علی‌اف رئیس‌جمهور پیشین جمهوری آذربایجان برای اجرای نوحه دعوت شده بود. بیش از دو هزار عنوان نوار کاست مربوط به برنامه‌های او به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی موجود است.
  او درباره صدا و مداحی در خاندان خود گفته است: «صدای خوش یک امر موروثی در خانواده ماست. ابوی در عزای حسین نوحه می‌گفت و نوحه می‌خواند، اما چیزی که او را در درجه‌ای برتر قرار می‌دهد، آشنایی کامل او به موسیقی است، او در ردیف و گوشه‌های موسیقی ید طولایی داشت و ما را نیز آموزش می‌داد. من هر چه در این زمینه یاد گرفته‌ام از ابوی است. ایشان آموزش موسیقی را در نهایت دقت و ملاطفت به ما یاد می‌دادند.»
شیخ فرج، پدربزرگ سلیم موذن زاده اردبیلی، قدیمی ترین موذن کشوراست که به گفتهٔ سال خوردگان، صدای اذان وی را ساکنان روستاهای واقع درحاشیه سه فرسنگی شهراردبیل سحرگاهان از بام مسجد زینال در مرکز شهر می شنیده‌اند.
شیخ عبدالکریم، فرزند شیخ فرج هم نخستین موذن درایران است که نوای اذان دلنشین او شهرت جهانی دارد. استاد سلیم، دربارهٔ پدرش گفته بود: او در سال ۱۳۲۱ خورشیدی به قصد زیارت بارگاه ملکوتی امام رضا عازم مشهد مقدس می‌شود و در بین راه شبی را در منزل یکی از دوستان خویش درتهران سپری می‌کند. ازآنجایی که شیخ عبدالکریم عشق موذنی داشته سحرگاه به پشت بام منزل واقع درخیابان عین الدوله رفته و ندای توحیدی اذان را سر می‌دهد.
امام جماعت وقت مسجد سلطانی (امام فعلی) صدای اذان او را از دور شنیده و قبل از ظهر سراغ او را از تمام خانه‌های اطراف می‌گیرد.
به او می‌گویند که شیخی از اردبیل آمده و درخانهٔ "مطلب بلوری " میهمان است و با درخواست امام جماعت، ظهر همان روز " شیخ عبدالکریم " در پشت بلندگوی مسجد قرار گرفته و نوای ملکوتی " اشهدان لااله الاالله " را به گوش مردم می‌رساند.

او پس از بازگشت از زیارت مشهد در تهران ماندگار شده و موذن مسجد سلطانی می‌شود بطوریکه تا سال ۱۳۲۹ خورشیدی که دارفانی را وداع گفت صدای اذان وی روزی سه بار از رادیو واقع در میدان ارک تهران پخش می شده است.
وی که خود علاوه برحفظ روش‌های قدیمی، سبک‌های جدیدی با اصالت فرهنگی را در نوحه خوانی و مداحی ابداع نموده، گفته بود:«صدای من در برابر صدای پدرم مانند قطره‌ای است درمقابل دریا.»
ما در دوران کودکی در مکتب میرزا عزیز درس می‌خواندیم که مکتبی بود واقع در منطقه یساول. مداحان بسیاری در آنجا مشغول تحصیل بودند: حاج محمد تمدن، حاج رحیم موذن و دیگران. در واقع، رفتن به آن مکتب و تحصیل در آن به مثابه تحصیل در دانشگاه بود، چراکه میرزا عزیز، هم ادب و ایمان می‌آموختند و هم موسیقی و آواز یاد می‌دادند.
هر کس صدای خوبی داشت و به آن مکتب می‌آمد، باید با دستگاه‌های موسیقی هم آشنایی پیدا می‌کرد تا در کارش موفق باشد و نیز مقاتل مستند را مطالعه می‌کرد.
    رابطه موذن زاده با موسیقی

سلیم موذن‌زاده از خاطرات خود با اساتید موسیقی ایرانی گفته است: «من در محضر استاد جلیل شهناز بوده‌ام و از محضر تاج اصفهانی استفاده کرده‌ام. از مرحوم اقبال آذر هم استفاده‌ها کرده و حظ‌ها برده‌ام. در سفری که به باکو داشتم، با اساتید موسیقی آذربایجان که واقعا استاد صدا و آواز هستند، دیدار داشتم. هابیل علی‌اف و آقاخان عبداله‌اف از صدای من تعریف می‌کردند و من هم همه اینها را مدیون توجه حضرت سیدالشهدا هستم.
وی « خداحافظ ای آنام باجی آغلاما یانا یانه...» را دوست داشتنی‌ترین اثری دانسته كه برای اباعبدلله الحسین مداحی کرده است.
استاد سلیم موذن زاده اردبیلی دوم آذرماه سال 1395 در سن هشتاد سالگی در زادگاهش شهر اردبیل درگذشت.
روحش شادیادش گرامی

]]>
استادایرج بسطامی 2016-11-21T07:39:41+01:00 2016-11-21T07:39:41+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/34 حمید احمدوند   ایرج بسطامی (۱۳۳۶ -۱۳۸۲)، خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی بود. او از پنج سالگی به خواندن آواز علاقه نشان داد و یدالله بسطامی عموی بزرگوارش استعدادش را کشف کرد و پرورش داد . ایرج در این سال ها ردیف های آوازی در مکتب تهران سبک استاد عبدالله خوان دوامی را نزد عمو فرا گرفت و در 22 سالگی به جرگه شاگردان استادان آواز ایران پیوست. وی در این سالها به رغم مشکلات راه و مسافت زیاد ، هفته ی یک بار برای فراگیری آواز از بم به تهران می آمد. ایرج نزد پرویز مشکاتیان آهنگ ساز و نوازنده ی نامی

 

ایرج بسطامی (۱۳۳۶ -۱۳۸۲)، خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی بود. او از پنج سالگی به خواندن آواز علاقه نشان داد و یدالله بسطامی عموی بزرگوارش استعدادش را کشف کرد و پرورش داد . ایرج در این سال ها ردیف های آوازی در مکتب تهران سبک استاد عبدالله خوان دوامی را نزد عمو فرا گرفت و در 22 سالگی به جرگه شاگردان استادان آواز ایران پیوست. وی در این سالها به رغم مشکلات راه و مسافت زیاد ، هفته ی یک بار برای فراگیری آواز از بم به تهران می آمد. ایرج نزد پرویز مشکاتیان آهنگ ساز و نوازنده ی نامی سنتور رفت تا تلفیق شعر و موسیقی را نزد او بیاموزد و کم کم نخستین آلبوم های خود را با مشکاتیان منتشر کرد. آلبوم های " افشاری مرکب " ، " مژده بهار" ، " افق مهر" و "وطن من" در همین دوره به بازار عرضه شدند. در بوی نوروز نیز که حاصل همکاری گروه دستان و آهنگ سازی محمدعلی کیانی نژاد می باشد و از کارهای به یادمادنی موسیقی ایران است او آواز خواند. سپس بسطامی با همکاری کیوان ساکت " آلبوم فسانه" کورش متین ، "سکوت" و حسین پیرنیا "تحریر خیال " را خلق کرد. از قلم نیفتد که آلبوم موسم گل حاصل همکاری او با محمدرضا درویشی بود و در آن برخی از تصانیف قمرالملوک وزیری را بازخوانی کرد . آهنگ گل پونه های وحشی که نیزپس از مرگ وی در بم آوازه ملی یافت حاصل صدایش روی آهنگی از پیرنیا ست . آوازهای ایرج بیشتر بر پایه سنتور بود و در گام های بلند هیچ کس به مهارت وی نرسید با این همه ذوق و هنر در فقر شدید به سر می برد . او هرگز ازدواج نکرد و سرپرستی خانواده ی برادر مرحومش را بر عهده گرفت . آوازهای دشتی و محای او نیز در کرمان و کل ایران دارای شهرت بسیاری است . بسطامی بسیار فروتن بود و شاید این تواضع یکی از علت های کمتر شناخته شدنش تا قبل از خاموشی بود. او اجازه نمی داد عکسش بر روی کاست هایش درج شود و یا مقاله ای در موردش نوشته شود. وی در اواخر عمر کوتاه اما گرانمایه خویش به زادگاهش بم پناه آورد و در خانه ی کاهگلی پدر که عاقبت بر سرش آوار شد ، چند صباحی زندگی کرد و سرانجام در سحرگاه پنجم دی ماه 1382 در زلزله بم زیر آوار ماند و زرق و برق جهان و تمام متعلقاتش وداعی بلند گفت. پس از مرگ بسطامی برخی از کارهای گذشته و کنسرت های وی با اهالی موسیقی و نیز بی کاروان کولی « کیوان ساکت» انتشار عمومی یافت که الله مزار با هم نوازی سه تار بهداد بابایی از جمله این آثار بود. وی در یکم آذر ماه سال ۱۳۳۶ در شهرستان بم متولد شد و طی حادثه زمین‌لرزه بم در تاریخ ۵ دی ۱۳۸۲ در خانه پدری خود در همین شهر درگذشت.    

 روحش شادیادش گرامی

پیروزباشید

]]>
بانوملوک ضرابی 2016-04-21T12:52:54+01:00 2016-04-21T12:52:54+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/33 حمید احمدوند بانوضرابیشادروان ضرابی یکی ازبانوان پرآوازه موسیقی ایران زمین  بودکه پس ازبانوقمرالمولوک وزیری پابه عرصه موسیقی گذاشت ودران زمان خوش درخشیدوخصوصیات ویژه ایشان باعث متمایزشدنش باسایرخواننده آن زمان شد.کمتر كاسبی در بازارچهٔ مروی واقع در خیابان بوذرجمهری بود كه ملوك را نشناسد او به این نام معروف شده بود .اقبال السلطان مجاور منزل ملوك زندگی میكرد و هر وقت در منزل شروع به خواندن میكرد، ملوك هم به وجد می آمد و با باز نمودن پنجره با آواز به او جواب میداد، تا اینكه بالاخره ملوك با مشورت خواهران


بانوضرابی
شادروان ضرابی یکی ازبانوان پرآوازه موسیقی ایران زمین  بودکه پس ازبانوقمرالمولوک وزیری پابه عرصه موسیقی گذاشت ودران زمان خوش درخشیدوخصوصیات ویژه ایشان باعث متمایزشدنش باسایرخواننده آن زمان شد.

کمتر كاسبی در بازارچهٔ مروی واقع در خیابان بوذرجمهری بود كه ملوك را نشناسد او به این نام معروف شده بود .اقبال السلطان مجاور منزل ملوك زندگی میكرد و هر وقت در منزل شروع به خواندن میكرد، ملوك هم به وجد می آمد و با باز نمودن پنجره با آواز به او جواب میداد، تا اینكه بالاخره ملوك با مشورت خواهران و در خفا اقبال السلطان را به استادی برگزید و از این نظر بود كه بازاریها حرفهائی میزدند، و بعد كه در كار خود ورزیده شد مسئله را آفتابی كرد و خواندن را برای مردم شروع نمود.

 

 

ولی پدرش حاج حسین فرش فروش بسیار متعصب بود بطوریكه وقتی شنید دخترش صفحه ای بنام ( عاشقم من منعم نكنید دردم برسید) را پر كرده و میخواهد این تصنیف را در اختیار مردم بگذارد تصمیم گرفت دخترش را بگناه این ( جرم) معدوم كند.

من با ملوك ضرابی در ارتباط مستقیم بودم و مرتبا به منزلش میرفتم و سر سفره ناهارهایش حضور داشتم همیشه تعداد زیادی سر میز بودند هنرمند، تاجر، دانشگاهی، موسیقیدان و خود او بالای یك میز كه مستطیل بلند بود می نشست، بعضی ها بدون دعوت میآمدند و میگفتند ما از اینطرف رد میشدیم گفتیم سلامی بكنیم.

او همیشه ضرب خودش را پشت صندلی گذارده بود و بلافاصله بعد از صرف غذا صندلی را عقب میزد و با نواختن ضرب یك یا چند قطعهٔ ضربی میخواند، به كسی مهلت صحبت كردن نمیداد از سیاست، هنر، موسیقی و تعریف حكایات و اتفاقات جالب و شنیدنی همه را میگفت و كاری میكرد كه لذت غذا چند برابر شود.

 

شیرین زبان بود و گفتنی های زیادی داشت.میگفت خرید برای منزل من یك وقه یك كیلو یا دو كیلو معنی ندارد باید یك بار انگور یك بار هندوانه و یك بار برنج بیاورند. وقه بدرد من نمی خورد و به جائی نمیرسد.

روزی در سر ناهار تعریفی میكرد كه شنیدنی است. او در جوانی دختری بود خوش پوش، خوش رو و خوش بیان، جوانان آرزومند بودند كه با او هم صحبت شوند. او میگفت جوانی خیلی مزاحم میشد و ول كن معامله نبود و من نمیدانستم چه كنم. بفكرم رسید كه او را عاجز كنم تا دست از سر من بردارد. به او گفتم بسیار خوب من تو را فلان روز ساعت ۳ بعد از ظهر تابستان ( زمانیكه آفتاب تهران سرسام آور است) در وسط میدان .... می بینم و به او می گفتم اگر درست وسط میدان نه ایستی چون من تو را ندیده ام و نمی شناسم تو را پیدا نخواهم كرد حتما وسط میدان به ایست و تكان نخور. شكی نیود كه من نمی رفتم و آن بیچاره در وسط آفتاب سوزان می سوخت.

 

فردای آنروز با من تماس میگرفت و من با عذر خواهی و اظهار تاسف میگفتم تو خودت مسائل خانوادگی ما را میدانی و فردا باز همان ساعت یعنی ساعت ۳ بعد از ظهر در وسط میدان باش و تكرار میكردم درست وسط میدان به ایست تا من تو را با دیگری اشتباه نكنم. این متد مرا از مزاحمین راحت كرده بود و همه این ابتكار را میدانستند و میگفتند امروز نوبت كیست ؟

او زنی بود نسبت به زندگی بسیار خوش بین و بعقیدهٔ او در این دو روزهٔ هستی بغیر مستی و عشق بهر چه رو كنی آخرش پشیمانی است ولی او عاشق نكوكاری و احسان به هم نوعان بود و چون از داشتن فرزند محروم بود آنچه میتوانست برای كودكان یتیم انجام میداد و آنها را نزد خود میبرد و به پرورش و تربیت آنان همت میگماشت.

ملوك ضرابی علاقه ای به تحصیل نداشت و تا كلاس چهارم ابتدائی بیشتر نخواند و میگفت من استعداد درس خواندن ندارم او تعریف میكرد كه ما اصلا یك فامیل كاشانی هستیم و صدا و خواندن ارث فامیلی ماست، او اضافه میكرد كه پدرش صبح ها بعد از نماز، دعای دوازده امام را با صدای بلند و رسا میخواند، اگر یكروز نمی خواند همسایه ها میگفتند چه شده ؟ و به آن صدا عادت كرده بودند.

 

میگفت من وارث این صدا هستم و از طاهرزاده متشكر بود كه او را خیلی هدایت كرده بود و از معلم ضرب خود حاج خان عین الدوله كه علاوه بر ضرب آهنگهای ضربی را هم به او یاد داده بود همیشه سپاسگزار بود.

ملوك ضرابی اطلاعاتی در مورد ردیفهای موسیقی ایرانی نداشت و خیلی علاقمند بود كه شاگردانی داشته باشد ولی داوطلبی پیدا نشد.اولین كنسرت او در دبیرستان فیروز بهرام انجام گرفت كه شروع فعالیت های هنری اوشد و شهرت او از این دبیرستان آغاز شد.مرحوم احمد دهقان برای شهرت ملوك ضرابی خیلی فعالیت كرد و بیستمین سال خوانندگی او را جشن گرفت و به او یك نشان فرهنگ اهداء نمودند.

او در اكثر مجالس مهم در حضور سیاستمداران خارجی برنامه های جالبی اجرا میكرد و چون تنها به خواندن اكتفا نمیكرد و گه گاهی با نواختن ضرب و لطیفه و جوك گوئی جلسات را بسیار گرم میكرد از این نظر در میهمانیهای رسمی كاخ گلستان هم او را دعوت میكردند.

 

او طبع و نظر بالائی داشت بطوریكه علاقمند بود كه اسمش فقط در ردیف صبا - قمر - وزیری و سایر استادان بزرگ موسیقی ذكر شود.عكسی كه ملاحظه میفرمائید هدیهٔ ایشان به مجلهٔ ما ( موزیك ایران) كه در سال ۱۳۳۲ یعنی درست پنجاه وسه قبل گرفته شده.او اثراتی از خود بجا گذاشت چون ( عاشقم من) _ ( تو رفتی و عهد خود شكستی) _ ( چه خوش صید دلم كردی ) كه اكثر آنها مورد توجه مردم قرار گرفت.

او میگفت قمر دوازده سیزده سال بزرگتر از من است و اضافه میكرد كه روزی در منزل یكی از دوستان ( شیخ الملك اورنگ) قمر الملوك وزیری بود و شروع به خواندن كرد بعد از منهم خواستند كه بخوانم منهم مطابق معمول یك قطعه ضربی خواندم كه خیلی گرفت ولی دل تو دلم نبود.

ملوك ضرابی اعتقاداتی داشت كه به آن ها احترام میگذاشت مثلا دربهای زیر زمین خانه اش را خیلی كوتاه ساخته بود بطوریكه برای رفتن به اطاق باید بكلی خم شد و از او سوال شد چرا اینكار را كردید به خنده گفت همه باید تعظیم كنند تا نزد من بیایند. او به شهرستانها برای كنسرت هم نمیرفت و نرفت و سفرهای كوتاهی هم خارج از جمله پاریس كرد.

بانوی ملوک ضرابی درسال 1378درسن 108سالگی چشم ازجان فروبست .......

یادش گرامی

روحش شاد

]]>
استادخوانساری 2016-04-20T04:45:14+01:00 2016-04-20T04:45:14+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/32 حمید احمدوند j   "محمود محمودی خوانساری" استادگرانمایه خونساری در ۲۳ تیر ۱۳۱۲ به دنیا آمد. پدرش از روحانیون نامدار خوانسار بود و تسلّط نسبی محمودی خوانساری بر زبان عربی و تعلیمات دینی را می‌توان حاصل ۱۳ سال زندگی در کنار پدرش دانست. پس از فوت پدر در سال ۱۳۲۶ خورشیدی، به همراه دایی‌اش به تهران آمد و در دبیرستان ادیب به تحصیل ادامه داد. هرچند در همان سال‌ها در تهران برای امرار معاش مجبور به کار بود، اما از آواز خواندن غافل نشد. چند سال بعد دوستی با ناصر مسعودی باعث آشنایی و ورود j


 

"محمود محمودی خوانساری"


استادگرانمایه خونساری در ۲۳ تیر ۱۳۱۲ به دنیا آمد. پدرش از روحانیون نامدار خوانسار بود و تسلّط نسبی محمودی خوانساری بر زبان عربی و تعلیمات دینی را می‌توان حاصل ۱۳ سال زندگی در کنار پدرش دانست.

پس از فوت پدر در سال ۱۳۲۶ خورشیدی، به همراه دایی‌اش به تهران آمد و در دبیرستان ادیب به تحصیل ادامه داد. هرچند در همان سال‌ها در تهران برای امرار معاش مجبور به کار بود، اما از آواز خواندن غافل نشد.

چند سال بعد دوستی با ناصر مسعودی باعث آشنایی و ورود او به محافل هنری زمان شد و این امکان برای او به وجود آمد تا برای اولین بار برای پخش صدایش به رادیوی نیروی هوایی برود.

 او در سال ۱۳۳۵ پس از اتمام دوره سربازی، در محفلی با ابوالحسن صبا آشنا شد و به پیشنهاد او به یادگیری ردیف موسیقی ایرانی اقدام کرد.

 آشنایی او باابوالحسن صبا در سال ۱۳۳۵ آغاز کار هنری محمودی خوانساری بود که تا پایان عمرش ادامه یافت.

پس از فوت صبا در سال ۱۳۳۷ تهران را ترک کرد و به شیراز رفت و در آنجا با رادیو شیراز به همکاری پرداخت. او علاوه بر اجرای برنامه، سرپرستی موسیقی اصیل این رادیو را نیز به عهده داشت. این برنامه با استقبال مردم شیراز روبرو شد و به سرعت به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد.

خوانساری در سال ۱۳۳۹ به تهران برگشت و به دعوت داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه گل‌ها، در استودیو گل‌هاشروع به فعالیت کرد و اولین کار هنری خود را در برنامه برگ سبز شماره ۵۶ ضبظ نمود. محمودی خوانساری از سال ۱۳۴۹ در برنامه" نوائی از موسیقی ملی" که با سرپرستی اسدالله ملک و همکاری دکتر منوچهر جهانبگلو تهیه می‌شد، همکاری کرد. او که در سال‌های ابتدایی فعالیت هنری، تنها به اجرای آواز پرداخته بود، در این برنامه به اجرای ترانه نیز پرداخت.

 "نوائی از موسیقی ملی" به سرعت در میان هنردوستان و عاشقان موسیقی اصیل مقبولیت یافت و ترانه‌های ارزنده و به‌یادماندنی "مرغ شباهنگ"در مایه افشاری،"میخانه"در مایه دشتی، "سکوت و مستی"در سه‌گاه هر سه از ساخته‌های اسدالله ملک و "لاله پرپر" ساخته فرهنگ شریف حاصل همکاری محمودی خوانساری با برنامه"نوائی از موسیقی ملی"طی این سال‌ها می‌باشد.

 از آن پس آثار متعدد دیگری را تحت عناوین گلهای رنگارنگ، برگ سبز،یک شاخه گل و گل‌های تازه در کنار هنرمندانی چون "مرتضی محجوبی"،

"احمد عبادی"،"حبیب‌الله بدیعی"،"پرویز یاحقی"،"امیر ناصر افتتاح"،"جهانگیر ملک"،"همایون خرم"،"حسن کسائی"،"جلیل شهناز"،"فرهنگ شریف"،"لطف‌الله مجد"و"رضا ورزنده" به‌وجود آورد.یک سوم آخر زندگی وی به همکاری با "اسدالله ملک"سپری شد.

 

سرانجام استادخوش صدای آواز ایران محمود محمودی خوانساری در دوم اردیبهشت ۱۳۶۶ چشم ازجهان فروبست.

یادوخاطرش گرامی

پیروزوسربلندباشید

]]>
استادمحجوبی 2016-04-19T05:20:45+01:00 2016-04-19T05:20:45+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/31 حمید احمدوند استادمرتضی محجوبیاستادمرتضی محجوبی در سال ۱۲۷۹ هجری شمسی چشم به جهان گشود. او از همان سالهای آغازین زندگی با موسیقی آشنا شد . چون هم پدرش نی مینواخت و هم مادرش با پیانو آشنایی داشت. مرتضی خان از آن دسته از هنرمندان مکتب نرفته ولی خط نوشته است که سر پنجه سحر امیز و آبشار روان احساسش نغمه خوان دل عاشقان شد او این ساز را از مادرش آموخت .توانایی او به قدری بود که پیش درامد اصفهان ساخته درویش را بدون اموزش نواخت. برای بارور کردن استعدادش نزد دو استاد بزرگ آن زمان به شاگردی رفت در حالی که هن



استادمرتضی محجوبی

استادمرتضی محجوبی در سال ۱۲۷۹ هجری شمسی چشم به جهان گشود. او از همان سالهای آغازین زندگی با موسیقی آشنا شد . چون هم پدرش نی مینواخت و هم مادرش با پیانو آشنایی داشت.

مرتضی خان از آن دسته از هنرمندان مکتب نرفته ولی خط نوشته است که سر پنجه سحر امیز و آبشار روان احساسش نغمه خوان دل عاشقان شد او این ساز را از مادرش آموخت .توانایی او به قدری بود که پیش درامد اصفهان ساخته درویش را بدون اموزش نواخت. برای بارور کردن استعدادش نزد دو استاد بزرگ آن زمان به شاگردی رفت در حالی که هنوز شش سال بیش نداشت. اساتید وی سلطان حسین خان هنگ آفرین و محمود مفخم الممالک بودند. هنگ آفرین از تحصیلکرده های موسیقی نظام بود. نزد میرزا عبدا... ردیف کار کرده بود و از نوازندگان بنام سه تار در ان زمان بود. مرتضی خان شیوه های خاص نوازندگی پیانو را نزد مفخم آموزش دید و معلومات ردیفی خود را نزد هنگ آفرین تکمیل کرد. در ضمن نزد حاج خان ضربی به یاد گیری تنبک و اصول تصانیف پرداخت. قوت و مایه بی نظیر سازش حاصل بهره وری از این ایام بوده است. منزل انها مکان تجمع اساتید و موسیقی دانان مشهور آن زمان بودمرتضی خان دارای استعداد و توانایی غیر قابل وصفی در ساز زدن داشت. حضور در کنار استادانی زبده و تلاش بی حدش از وی نوازنده ای اعجوبه و قهار ساخت. تا جایی که در ده سالگی به همراه آواز عارف قزوینی کنسرتی در سینما فاروس ( لاله زار ) برگزار کرد. در ده سالگی به همراه برادرش رضا محجوبی(که از نوازندگان ویلون و آهنگ سازان به نام ولی گمنام آن زمان بود ودر اواخر عمرش به دلیلی نا معلوم مجنون شد)در کافه پدرش ( که اولین کافه تهران در آن زمان بود)که محل آمد و شد اعیان در لاله زار بود پیانو مینواخت. وی در دوازده سالگی موفق شد ردیف دوره عالی را به اتمام برساند ودر سیزده سالگی متکفل خانواده ای چهارده نفره شده بود. وی ۱۳۰۶برای ضبط صفحه به بیروت و حلب (در سوریه) رفت و بیش از ۱۰۰ صفحه با آواز تاج اصفهانی - بدیع زاده - وزیری - ضرابی - بنان -حکمت شعار و... و نوازندگی ابوالحسن صبا و حسین یاحقی(دایی پرویز یاحقی)و ارسلان درگاهی و شهنازی پر کرده است که همگی در آرشیو رادیو محفوظ است. همگی با تکنوازی وی در شور و آواز افشاری که نمونه والایی در بی نظیری ساز اوست آشنا هستیم .

 

زندگی مرتضی محجوبی همانند دیگر هنرمندان آن زمان با آرامی و سلامت همراه نبود و اجتماع سفله و کرکس صفت او را نیز از گزند خود مصون نداشت و آن رفاه و آرامشی را که لازمه رسیدن به اوج است برای او محیا نکرد.

خصوصیات ساز مرتضی محجوبی:

۱-کوک: کوک مرتضی خان بر پایه پرده ها و فواصل خاص موسیقی ایرانی بود

۲-اصالت نوازندگی: حفظ سبک اصیل ایرانی در اجرای ماهرانه نوانس ها .(همان طور که میدانید نوانس ها و تزینات از ارکان مهم واصلی سازهای ایرانی است و به مقتضای ساختمانشان این صدا ها به راحتی قابل اجرا است.ولی در ساز پیانو بسیار مشکل و یا غیر ممکن است)

۳-ضرب شناسی:تسلط در اجرای آوازها و تصانیف و نمایش ظرافت آنها از طریق مالش ها و تکیه ها

این نوازنده خوشنام وچیره دست پیانودرسال1343 درانزوا وتنهایی خودچشم ازجهان فروبست وپیکراین استادبزرگوار درقبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شدوهنروتوایهای این مردفرهیخته وعزیزهمچون بزرگانی دیگربه تاریخ پیوست....

روحش شادیادش گرامی

پاینده وپیروزباشید
]]>
برگزاری کنسرت استادکلهر 2016-04-18T05:07:44+01:00 2016-04-18T05:07:44+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/30 حمید احمدوند «کیهان کلهر» پس از6 سال در تهران به روی صحنه می رود.   محمدحسین توتونچیان مدیر عامل شرکت فرهنگی هنری «ققنوس» و مدیر برنامه‌های کیهان کلهر نیز توضیح داد: «تمام مجوزهای لازم برای کنسرت استاد کیهان کلهر دریافت شده و این هنرمند بین المللی طی روزهای سوم، چهارم، دهم، یازدهم و دوازدهم خرداد ماه در تالار وحدت میزبان دوستداران موسیقی است. البته برنامه‌هایی نیز تدارک دیده‌ایم تا کیهان کلهر در شهرستان‌ها نیز اجراهایی برای مخاطبانش داشته باشد که جزییات آن را به زودی اعلام خواهیم کرد. » «کیهان کلهر» پس از6 سال در تهران به روی صحنه می رود.

 

محمدحسین توتونچیان مدیر عامل شرکت فرهنگی هنری «ققنوس» و مدیر برنامه‌های کیهان کلهر نیز توضیح داد: «تمام مجوزهای لازم برای کنسرت استاد کیهان کلهر دریافت شده و این هنرمند بین المللی طی روزهای سوم، چهارم، دهم، یازدهم و دوازدهم خرداد ماه در تالار وحدت میزبان دوستداران موسیقی است. البته برنامه‌هایی نیز تدارک دیده‌ایم تا کیهان کلهر در شهرستان‌ها نیز اجراهایی برای مخاطبانش داشته باشد که جزییات آن را به زودی اعلام خواهیم کرد. »

نحوه ی تهیه بلیط و اطلاعات تکمیلی از کنسرت ها ،بزودی اعلام خواهد شد.

]]>
خسروی آوازایران 2016-04-18T04:52:14+01:00 2016-04-18T04:52:14+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/29 حمید احمدوند استادمحمدرضاشجریانمحمدرضا شجریان (زادهٔ ۱ مهر ۱۳۱۹ مشهد) موسیقی‌دان،آهنگ‌ساز، خواننده و خوشنویس اهل ایران است.وی از برجسته‌ترین هنرمندان موسیقی سنتی ایرانی است و آلبوم‌های بسیاری را در این زمینه منتشر کرده است. او به دلیل نوع صدا و سبک مخصوص به خود و تصنیف‌های ملی میهنی که اجرا کرده، شناخته می‌شود و شهرتی در سطح جهانی دارد.   محمدرضا شجریان، رئیس کنونی شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز و مبدع چند ساز موسیقی می‌باشد. همچنین از فرزندان



استادمحمدرضاشجریان

محمدرضا شجریان (زادهٔ ۱ مهر ۱۳۱۹ مشهد) موسیقی‌دان،آهنگ‌ساز، خواننده و خوشنویس اهل ایران است.وی از برجسته‌ترین هنرمندان موسیقی سنتی ایرانی است و آلبوم‌های بسیاری را در این زمینه منتشر کرده است. او به دلیل نوع صدا و سبک مخصوص به خود و تصنیف‌های ملی میهنی که اجرا کرده، شناخته می‌شود و شهرتی در سطح جهانی دارد.

 

محمدرضا شجریان، رئیس کنونی شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز و مبدع چند ساز موسیقی می‌باشد. همچنین از فرزندان محمدرضا شجریان، همایون و مژگان در زمینهٔ موسیقی فعالیت دارند. شجریان در قرائت قرآن نیز فعالیت داشته و دعای ربنامعروف‌ترین تلاوت‌های قرآنیِ اوست. خوانندگان سرشناسی چون ایرج بسطامی، شهرام ناظری، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش و پسرش همایون از شاگردان شجریان هستند.

 

 

 

نشانها و جوایز :

 

در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت جایزه پیکاسو و دیپلم افتخار از طرف سازمان یونسکو در پاریس شد. این جایزه هر پنج سال به هنرمندی که برای شناساندن فرهنگ و هنرکشورش می‌کوشد اهدا می‌شود. پیش از وی، این جایزه رانصرت فاتح‌علی‌خان خواننده قوالی از پاکستان دریافت کرده بود. محمدرضا شجریان در سال ۲۰۰۶ نشان موتزارت را از سازمان یونسکو دریافت کردند. محمدرضا شجریان ۲ سال به خاطر آلبوم‌های فریاد و بی تو به سر نمی‌شود، نامزد جایزه گرمی شد. جایزه گرمی معتبرترین جایزه موسیقی در آمریکا می‌باشد. هرساله ۵ کاست از بخش موسیقی کلاسیک برای نامزدی این جایزه معرفی می‌گردند.

 

نشان شوالیهٔ ملی لیاقت در آیینی رسمی، شامگاه دوم تیر ۱۳۹۳ (۲۳ ژوئن ۲۰۱۴) در سفارت فرانسه در تهران به شجریان اهدا شد. در این آیین؛ شجریان نشان عالی وزارت فرهنگ و هنر دولت فرانسه را از برونو فوشه، سفیر فرانسه در تهران دریافت کرد و نامش در رتبه کسانی که این نشان را از دولت فرانسه دریافت کرده؛ ثبت شد.

 

در این آیین؛ کنار شجریان چهره‌هایی فرهنگی چون محمود دولت‌آبادی، جواد مجابی، محمد سریر، حمیدرضا نوربخش،عباس کیارستمی، لیلا حاتمی، سیمین بهبهانی و شاهرخ تویسرکانی حضور داشتند. تاکنون از ایران محمود حسابی(بنیانگذار فیزیک و مهندسی نوین در ایران)، عباس کیارستمی (کارگردان مطرح سینما)، پری صابری (کارگردان تئاتر)، جلال ستاری (اسطوره‌شناس)، محمدعلی سپانلو(شاعر)، لیلا حاتمی (بازیگر سینما)، شهرام ناظری (دیگر خواننده مطرح موسیقی ایران) و محمود دولت‌آبادی(نویسنده مطرح) این نشان را دریافت کرده‌اند.

 

محمدرضا شجریان و شهرام ناظری تنها خوانندگانی هستند که تاکنون این جایزه را دریافت کرده‌اند.

 

 

 

تجلیل دانشگاه استنفورد :

از محمدرضا شجریان به عنوان استاد آواز ایرانی در مراسم متعددی اجلال شده‌است از جمله در جمعه ۲۸ آبان ماه ۱۳۸۹ مراسمی با نام «سومین سال بزرگداشت ادب و هنر پارسی» در دانشگاه استنفورد آمریکا برگزار شد که طی آن جایزه این بزرگداشت توسط بنیان‌گذار آن بیتا دریاباری که همسر سابق امید کردستانی یکی از مدیران ارشد شرکت گوگل است به محمدرضا شجریان استاد موسیقی ایرانی تعلق گرفت.

 

در این مراسم جایزه «بیتا» به محمدرضا شجریان که طی سالیان متمادی کنسرت‌های زیادی را در داخل ایران و کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا برگزار کرده‌است به دلیل تلاش فراوانش برای حفظ و ترویج موسیقی ایران اهدا شد.

 

 

محتوای کاری :

 

بیش تر آوازها و تصنیف‌های اجرا شده توسط محمدرضا شجریان گزیده‌ای بوده از سروده‌های شاعران بزرگ ایران چون سعدی، حافظ، مولوی، باباطاهر، خیام، عطار و برخی تصنیف‌های قدیمی با مضامین عاشقانه و اجتماعی. وی همچنین، در برخی کنسرت‌ها و کارهای جدیدتر خود از «شعر نو» شاعرانی چون فریدون مشیری، نیما یوشیج،سهراب سپهری، شفیعی کدکنی، مهدی اخوان‌ثالث و هوشنگ ابتهاج استفاده کرده‌است. از جمله کارهای مشترک او گزیده‌ای است از رباعیات خیام با صدای شجریان و رباعی‌خوانی احمد شاملو. همچنین، وی تعدادی از دعاهای قرآنی را در اثر مشهور به دعای ربّنا خوانده‌است که در هنگام افطارهای ماه رمضان از صدا و سیمای ایران پخش می‌شد. همچنین بعد از درگذشت پدرش که از اساتید و قاریان مشهور قرآن در مشهد بود برخی از تلاوت‌های قرآن خود را با عنوان به یاد پدر در دو سی دی مجزا (به یاد پدر ۱ و به یاد پدر ۲) منتشر کرد.

 

 

آرزوی سلامتی و تندرستی برای بزرگمرد آواز ایران

پیروز و سربلندباشید
]]>
استادروح الله خالقی 2016-04-16T05:30:50+01:00 2016-04-16T05:30:50+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/27 حمید احمدوند زندگینامه استادخالقیروح الله خالقی در سال 1285 در شهرستان کرمان متولد شد و از شاگردان ممتاز و بزرگ استاد علینقی وزیری بود. وی یکی از مفاخر   موسیقی ملی ایران بود، بهترین سالهای زندگی خود را صرف پیشرفت موسیقی ملی ایران و تعلیم و تعلم هنرجویان در راه این هنر ارزنده و آسمانی و ظریف کرد. وی خود شناختی کامل و همه جانبه در موسیقی ایرانی و فرنگی داشت. آثار متعددی ، شامل متدها و دستورهای علمی برای تدریس موسیقی ملی ، قطعات ارکستری ، قطعات آواز ، اتودها ، آثار ساده برای مدارس، کتابها و نو


زندگینامه استادخالقی

روح الله خالقی در سال 1285 در شهرستان کرمان متولد شد و از شاگردان ممتاز و بزرگ استاد علینقی وزیری بود. وی یکی از مفاخر   موسیقی ملی ایران بود، بهترین سالهای زندگی خود را صرف پیشرفت موسیقی ملی ایران و تعلیم و تعلم هنرجویان در راه این هنر ارزنده و آسمانی و ظریف کرد. وی خود شناختی کامل و همه جانبه در موسیقی ایرانی و فرنگی داشت.

آثار متعددی ، شامل متدها و دستورهای علمی برای تدریس موسیقی ملی ، قطعات ارکستری ، قطعات آواز ، اتودها ، آثار ساده برای مدارس، کتابها و نوشته ها و رسالات علمی از جمله: «نظری به موسیقی» و «سرگذشت موسیقی ایران» در دو جلد و غیره... از او بجای مانده که دارای ارزشی گرانبها و پربار می باشند.

آهنگ ها و دیگر آثار استاد خالقی بالغ بر یکصد آهنگ می باشد  که همگی آنها تم ایرانی دارند و اصالت موسیقی ایرانی کاملاً در آنها رعایت  گردیده است. از جمله: «آمدی حالا چرا» با شعر استاد شهریار و دو ترانه بختیاری و آهنگهای ور ساقی، نوای عروس، رقص چی بی، آه سحر، سرود آذر آبادگان، سرود اصفهان، قوچانی، بهار عشق، مستی عاشقان ، شب جوانی و شب من، و می ناب که یکی دیگر از آثار خوب و به یاد  ماندنی این استاد کم نظیر فرهنگ صوتی ایران است.

زنده یاد روح الله خالقی ، از سن شانزده سالگی به خدمت شادروان کلنل وزیری درآمد و مدت چهل و سه سال در خدمت استاد بود  و کلیه کارهای خود را در امور موسیقی زیر نظر ایشان انجام میداد. ایشان به قدری به استاد خود عشق می ورزید که جلد دوم کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» را اختصاص به استاد بزرگوار خود داد.

سرودهای دلنشین و جاودانی مثل سرود «ای ایران» با شعر زیبای دکتر حسین گل گلاب و برنامه های جالب و متنوع "گل ها" وجود دارد که نشان دهنده دانش موسیقی و ذوق هنری این هنرمند بی نظیر ایران است.

استاد روح الله خالقی ، علاوه بر ریاست هنرستان موسیقی ملی ، تا هنگام فوت رهبری ارکستر  «گل ها»  و عضویت شورای موسیقی رادیو ایران را به عهده داشت. سالها نیز سرپرستی ارکسترهای شماره یک و دو رادیو به عهده او بود و برنامه جالب و به یاد ماندنی «یادی از هنرمندان» را که از بزرگان موسیقی و هنرمندان ارزنده و فقید یاد میکرد  از دیگر کارها  و آثار برجسته او می باشد. یکی دیگر از آثار و خدمات بزرگ این  ابرمرد موسیقی ایران ، برنامه «ساز و سخن» بود که در آن مطالبی راهگشا و آموزنده درباره موسیقی برای اهل این فن داشت.

استاد روح الله خالقی ، سالها از بیماری سرطان معده رنج می برد و پس از یک عمل جراحی معده تا حدودی بهبودی حاصل کرد . پس از بهبودی با شوق و فعالیت هر چه تمامتر به کار موسیقی پرداخت و هیچگاه در تمام مدت بیست و چهار ساعت شبانه روز، جز چند ساعتی جهت استراحت بقیه را به کار  ساختن  آهنگها و نواهای دل انگیز ، جسم  بیمار خود را تسکین میداد . ولی  پس از چندی بیماری و درد او را راهی سفر اتریش کرد و در بیمارستان شهر سالزبورگ بستری شد و دوباره مورد عمل جراحی قرار  گرفت. اما متأسفانه دو روز بعد از عمل در شبانگاه بیست و یکم آبان ماه سال 1344 خورشیدی دار فانی را وداع گفت و موسیقی ایران و دوستدارانش را در اندوه و ماتم بسیار باقی گذاشت.

از زنده یاد استاد روح الله خالقی دو فرزند دختر و پسر به یادگار ماند که دختر راه پدر را در پیش گرفت و خود موسیقیدانی بزرگ و فخر آفرین گردید.

روح الله  خالقی ، مردی بود  با تقوی  و با ایمان که بعد از خداوند و ائمه اطهار (ع) ، تمام ذرات وجودش مملو از عشق به ایران و ایرانی بود و برای سربلندی  وطنش  ایران  و به زیستی مردم  این سرزمین همیشه به درگاه حضرت اهدیت دعا می کرد و آرزومند  سعادت ایرانیان بود.  سرود زیبا و جاودان "ای ایران، ای مرز پر گهر" وی نمونه بارز این ایران دوستی او می باشد.

زنده یاد استاد روح الله خالقی، هیچگاه نمی میرد و همواره یادش در خاطر مردم ایران و ایران دوستان و در تاریخ موسیقی و هنر ایران برای همیشه جاودان خواهد ماند، چه وی زندگانی بارور و پر بار فرهنگی و هنری داشت.

استادخالقی خدمات تاثیرگذاراری درجهت تعالی موسیقی ایران زمین برداشت وخدمات ایشان همیشه قابل تقدیروتحسین میباشد.

روحش شاد یادش گرامی

پیروز وسربلندباشید

]]>
نی 2016-03-07T07:52:01+01:00 2016-03-07T07:52:01+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/22 حمید احمدوند  معرفی سازنی سازی است متشکل از یک لوله استوانه ای از جنس نی که سراسر طول آن از هفت بند و شش گره تشکیل شده است  به این دلیل این ساز را نی هفت بند نیز می گویند نی به قطرهای متفاوت از ۵/۱ تا ۳ سانتی متر و طولهای مختلف حدود ۳۰ تا ۷۰ سانتی متر ساخته شده، در تمام آنها، روی لوله کمی در قسمت پائین ۵ سوراخ در طرف جلو و یک سوراخ در قسمت عقب قرار گرفته، و در یک یا دو انتهای نی روکشی برنجی با طولی کوتاه لوله نئی را پوشانده است، و لبه لوله در قسمت دهانی آنقدر تیز است که من تواند لای دن  معرفی سازنی

سازی است متشکل از یک لوله استوانه ای از جنس نی که سراسر طول آن از هفت بند و شش گره تشکیل شده است  به این دلیل این ساز را نی هفت بند نیز می گویند

نی به قطرهای متفاوت از ۵/۱ تا ۳ سانتی متر و طولهای مختلف حدود ۳۰ تا ۷۰ سانتی متر ساخته شده، در تمام آنها، روی لوله کمی در قسمت پائین ۵ سوراخ در طرف جلو و یک سوراخ در قسمت عقب قرار گرفته، و در یک یا دو انتهای نی روکشی برنجی با طولی کوتاه لوله نئی را پوشانده است، و لبه لوله در قسمت دهانی آنقدر تیز است که من تواند لای دندانها قرار گیرد.

نی از انواع سازهای بی زبانه است.

هوا از طریق نفس نوازنده ار انتهای بالائی به درون فرستاده شده و قسمت اعظم آن از نزدیکترین سوراخ باز خارج می شود.بنابراین باز و بسته شدن سوراخ ها به توسط انگشتان هر دو دست نوازنده، طول هوای مرتعش و طول موج ارتعاش را زیاد و کم کرده و در نتیجه صوت زیر و بم می شود.

این ساز را نمی توان کوک کرد.

یعنی کوک آنرا چنانکه در سازهای زهی با پیچاندن گوشی ها میسر است نمی توان تغییر داد. بدین نسبت نمی توان آن را با ساز دیگر منطبق کردو از اینرو معمولا در نقش تکنوار ظاهر می شود.گاه اگر چه بسیار به ندرت که بخواهند از صوت نی در همنوازی ارکستر استفاده کنند. ناگزیر نوازنده ساز تعدادی نی را با کوک ها مختلف فراهم کرده و در دسترس خود می گذارد تا در طی همنوازی یا همراهی صدای خواننده به تناسب موقع از یکی از نی ها استفاده کند.

وسعت صدای نی حدود دو اکتاو و نیم است، ولی میدان صدا یا کوک در سازهای مختلف تفاوت می کند.اجرای اصوات در اکتاوهای بالاتر به وسیله فشار هوا عملی است. به عبارت دیگر با دوبرابر کردن فشار صداهای حاصله یک اکتاو زیر می شود و باید دانست که هر نی فاقدیکی دو صدا است.

نی از دسته سازهای محلی است و تقریبا در تمام نقاط ایران معمول است. نوازندگان محلی با ابتکاری سنتی تا اندازه ای از قطع شدن صدای ساز هنگام تازه کردن نفس جلوگیری می کنند.

توضیح آنکه در حین نواختن، هوا را از بینی به ریه و نیز به لپ ها داخل کرده ذخیره می کنند و این هوا را به تدریج به درون لوله می فرستند.

نی کامل دارای هفت سوراخ است و معمولا آن را هفت بند می گویند. عدد هفت یکی از اعداد مقدس بابلیهاست و نزد قدما عدد کامل بوده است.بابلیها به علم نجوم اهمیت بسیار می دادند، علوم آنها با اعقاید دینی آمیخته بود و تصور می کردند عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل و آفتاب و ماه از مظاهر خدایانند، و از هفت روز هفته هر روز را به ستایش یکی از خدایان اختصاص داده بودند.

بشنوازنی چون حکایت میکند          ازجداییهاشکایت میکند

پیروز و سربلندباشید.

]]>
عود 2016-02-21T05:42:42+01:00 2016-02-21T05:42:42+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/20 حمید احمدوند   عود    عود ابزار موسیقایی عرب، ترک، ایران ،ارمنستان ،یونان و چند ین کشور دیگر در مناطق خاور است که ایرانیان در قرنهای اخیر به علل نامعلوم از آن کمتر سود برده، و این ساز زیبا با صدای دلنشینش جایگاه خود را در میان سازهای دیگر ملی ایران از دست داده است.ابن خلدون در قرن 8 هجری قمری آن را به ترکه های چوبینی که انعطاف پذیر است معنی نموده.اما چندی بر این اعتقادند که لفظ عود را بر این ساز معین بدان جهت انتخاب کرده اند که بین آن و بربط ایرانی که در هزاران سال پیش از نظر ظا  

عود

 

 عود ابزار موسیقایی عرب، ترک، ایران ،ارمنستان ،یونان و چند ین کشور دیگر در مناطق خاور است که ایرانیان در قرنهای اخیر به علل نامعلوم از آن کمتر سود برده، و این ساز زیبا با صدای دلنشینش جایگاه خود را در میان سازهای دیگر ملی ایران از دست داده است.ابن خلدون در قرن 8 هجری قمری آن را به ترکه های چوبینی که انعطاف پذیر است معنی نموده.اما چندی بر این اعتقادند که لفظ عود را بر این ساز معین بدان جهت انتخاب کرده اند که بین آن و بربط ایرانی که در هزاران سال پیش از نظر ظاهری وجه اشتراک فراوان با این ساز داشته افتراقی قائل شوند.

 

ایرانیان در گذشته این ساز را رود هم می نامیدند. اما در قرن اخیر گاه لفظ لوت را هم به عود اتلاق می کنند.که در اصل دارای تفاوتهایی نیز هستند.عود همراه با حرف تعریف ال در زبان عربی العود خوانده می شود ولی در زبانهای لاتین الف آن حذف گردیده و حرف دال آخر آن به ت مبدل شده و به این ترتیب تلفظ آن در زبانهای لاتین به لوت تغییرشکل داده است ولی با اینکه لوت نام سازی است در اروپا اما لفظی کلی برای چندی از سازهای زهی است.

 

از دیدگاه سازشناسی، ساز عود در طبقه سازهای زهی و در رده لوتهای دسته دار که آن به موازات صفحه روی ساز و نواختن آن از طریق مضراب باشد قرار می گیرد، بررسی سرنوشت دیرینه این ساز در گرو شناخت تاریخی لوت است.پیدایش نیاکانان آنها به روزگار شکارچی گری انسان و استفاده از کمان و زه باز می گردد و این پرسش که چنین سازهایی به کدام یک از تمدنهای کهن بشری ایران، مصر،هند،بین النهرین و چین مربوط می شود موضوعی است که باستان شناسی ابزار موسیقایی بدان خواهد پرداخت، اما قطعا سازهایی که برای تولید صدا با دسته های کوتاه یا بلند با اشکات متفاوت، کاسه ای شبیه به کد و دارندنیاکان اصلی لوت های کنونی به حساب می اید.

 

آثار باستانی بین النهرین متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد تصویر مردی ایستاده را نشان می دهد که به نواختن بربط مشغول است.

بر پایه بعضی از اسناد ابن سریح ایرانی نژاد نخستین کسی است که در عربستان در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی ان را آموزش داده است.الاغانی می گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که عبدالله ابن زوبیر جمعی که ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانه کعبه را تعمیر کنند دیوارگران ایرانی عود می زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می برند و آنرا تحسین می کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.در روزگاه امویان عود نوازانی همچون یونس کاتب-نشیت و ابن محرز نواختن عود را به دوران طلایی هنر در ایام ابراهیم،زلزل و زریاب منتقل می کنند.در نیمه دوم قرن 8 میلادی و اویل روزگار عباسیان موسیقیدان برجسته درباری عود جدیدی ساخت که با استقبال زیادی روبه رو شد و به زودی جای عود فارسی یا بربط ایرانی را گرفت که عموم آن را می نواختند.

 

این عود کامل را به زبان عرب عود شبوط می گویند که دسته ان ذر قسمت بالا کم. عریضتر و باریکتر از نزدیک کاسه بوده

البته نام زلزل نیز به خاطر اصلاحاتی شهرت یافته که در فواصل گام ها صورت داده است زیرا اوست که فاصله معروف سوم خود را روی عود کشف و معرفی کرده است.ساختمان عود الشبوط همانند ماهی بوده در حالی که عودهای پیشین نسبت به آن گلابی شکل بودند، دسته ای از این عودهای گلابی شکل را که اکنون در کشور پرتغال نواخته می شوند مشت می نامند. تغییراتی که زلزل در ساختمان دسته عود به وجود آورده موسیقی دان دیگری نیز به نام زریاب در حدود سالهای 230 هجری عود از پرهای کرکس ساخت و سیم پنجم را نیز بر آن افزود و با مضرابی که از ناخن عقاب ساخته بود آن را می نواخت زریاب در همین سالها به سبب رقابت اسحاق موسلی مجبور به ترک وطن و راهی کولدورا در آندلس شد و با استقبال سلطان اسپانیا روبه رو شد با اینکه زریاب در کولدوا سیم پنجمی بر این ساز افزوده بود اما به گفته ابوالفدا این ساز در شرق همچنان با چهار سیم نواخته می شد

 

شاید در همین ایام در بغداد هم به ضرورت سیم پنجم پی برده باشد.فارمر در این مورد می گوید که فارابی نیز سیم پنجمی قائل بوده است ولی به نظر می رسد که آن را فقط در تحلیلهای نظری اش درباره موسیقی مد نظر قرار می داده است چنانکه الکندی نیز یک قرن قبل از او در بررسی های تئوریک خود از صدای عود،عود را با پنچ سیم در نظر می گرفت.

 

 

شکل ظاهری:

 

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل، و دسته ان بسیار کوتاه است، به طوری که قسمت اعظم طول سیم ها در امتداد شکم قرار گرفته است. سطح رویه شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره هایی مشبک ایجاد شده است. عود فاقد دستان و خرک ساز کوتاه و تا اندازه ای کشیده است.عود دارای ده سیم یا پنج سیم جفتی است. سیم های جفت با هم همصدا کوک می شوند، و بدیهی است که هر یک از سیم های دهگانه یک گوشی مخصوص به خود دارد گوشی ها در دو طرف جعبه گوشی سرساز قرار گرفته اند.عود بم ترین ساز بین سازهای زهی است، نت نویسی آن با کلید سل است که صدای ان عملا یک اکتاو بم تر از نت نوشته شده حاصل می شود.

 مضرا ب عود  از پرمرغ یاطاووس تهیه شده است و گاه نوازنده با مضراب دیگری سازرا مینوازد. صدای عودنرم  و غم انگیز  ولی نسبتا قوی است.  این سازنقش تکنوازوهمنوازهردو را به خوبی می تواندایفاکند.عودچنان که گفته شده ازسازی قدیمی به نام بربط است ازسوی دیگرممکن است بانام عربی خودالعود به اروپاراه یافته و درآنجانام لوت گرفته باشد .شباهت کلمه العود در تلفظ عربی یعنی تخفیف همزه اول تقریبالعودوتشدید درآخربه صورت ت رابانام اسپانیایی ایت سازیعنی لودمی توان احساس کرد.

امیدوارم مطالب فوق موردتوجه بازدیدکنندگان عزیزواقع شود

پاینده باشید


]]>
استادقوامی 2016-01-28T10:54:57+01:00 2016-01-28T10:54:57+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/15 حمید احمدوند استادحسین قوامیحسین قوامی در سال 1288   شمسی در تهران چشم به جهان گشود. پدرش رضا قلی قوامی به موسیقی ایرانی علاقمند بود به طوری كه در منزل تمام صفحات خوانندگان آن زمان را داشت و هر روز تعدادی از آنها را روی گرامافون   می گذاشت  و ساعتها به نوای آنها گوش می داد و در این میان حسین قوامی كه كودكی بیش نبود كنار پدر می نشست و گوش می داد و بیش از همه صدای  خوانندگانی نظیر: طاهر زاده ، ظلی جلب توجهش را می كرد و لذت می برد. اغلب در منزل از صدای آنان تقلید می كرد این شوق


استادحسین قوامی

حسین قوامی در سال 1288   شمسی در تهران چشم به جهان گشود. پدرش رضا قلی قوامی به موسیقی ایرانی علاقمند بود به طوری كه در منزل تمام صفحات خوانندگان آن زمان را داشت و هر روز تعدادی از آنها را روی گرامافون   می گذاشت  و ساعتها به نوای آنها گوش می داد و در این میان حسین قوامی كه كودكی بیش نبود كنار پدر می نشست و گوش می داد و بیش از همه صدای  خوانندگانی نظیر: طاهر زاده ، ظلی جلب توجهش را می كرد و لذت می برد. اغلب در منزل از صدای آنان تقلید می كرد این شوق و علاقه   موجب شد. به كار خوانندگی ادامه  دهد   تا زمانی كه برادرش ، علی قوامی مشغول  فرا گرفتن  تار شد و در نتیجه با تعدادی از خوانندگان و نوازندگان قدیمی امثال: استادان عبادی، حسین یاحقی و حاج علی اكبر خان شهنازی و عده ای دیگر آشنایی پیدا كرد و این آشنایی موجب دوستی بین آنان و تشكیل محافل و مجالس دوستانه شد.

حسین قوامی در سنین 16 و 17 سالگی گاهی همراه برادر در مجالس هنری شركت می كرد و با ساز بعضی از آنان می خواند ، وقتی این استادان متوجه قدرت و لطافت صدای او شدند توجهشان نسبت به او جلب شد . و او در ادامه خوانندگی البته به صورت صحیح تشویق كردند . همین  توجه اساتید موسیقی ملی  موجب ترغیب هر  چه بیشتر وی در پیشبرد هنرش شد و بر اثر علاقه و پشتكار فراوانی كه به خوانندگی داشت  پیشرفت هایی  در خوانندگی  عایدش  شد  به طوری كه یكی از  استادان زبر دست ولی گمنام آن زمان به نام   عبداله حجازی    داوطلب  تعلیم خوانندگی وی طبق اصول علمی و  موازین صحیح ردیف های   موسیقی اصیل ایرانی گردید.      حسین قوامی مدت هفت سال نزد این شخص هنرمند ردیف ها و دستگاه های موسیقی را  به خوبی فرا گرفت.  در سال 1325 به دعوت آقای مستعان كه رئیس وقت رادیو بود برای اجرای برنامه هایی به رادیو رفت و اولین برنامه را روز جمعه با برادران وفادار مجید و حمید اجرا می كند كه مورد تشویق مردم قرار می گیرد.

 این همکاری تاسال 1329 ادامه داشت تا    حسین قوامی که درآن ایام مشغول به خدمت بود   به مقام افسری نائل شده برای ماموریت اداری به   یکی از شهرستانها   انتقال پیدا کرد وناگزیر به  مدت هشت سال  با    رادیوخداحافظی کردپس ازچندی که ماموریتش به اتمام رسید  دربهمن  1337   به دعوت داودپیرنیا برای شرکت در برنامه گلها   مجدد به رادیو  دعوت شدودر آن زمان به اوج شکوفایی خوانندگی رسیدزیباترین وپربارترین قطعات اصیل را دراین برنامه هااز خودبه یادگارگذاشت قوامی در بدو ورودبه برنامه گلهابه دلایلی قادرنبود از نام و   نشان اصلی خود استفاده کند لذا باپیشنهاد زنده یاد خالقی بااسم   (فاخته)   مستعارشروع به فعالیت نمودولی درسال  1342 زمانی که بازنشست شد  ودیگرمانعی برای اعلام اسم اصلی خودنمیدید با اسم اصلی خود (حسین قوامی) از رادیومعرفی شدوی در روز پنجشنبه مصادف با17  اسفند 1368 درساعت 8/30  دقیقه دربیمارستان ایرانمهر   چشم ازجهان فروبست وجسدایشان درامامزاده کرج درکناراستادبنان به خاک سپرده شد.

روحش شاد

یادش گرامی
]]>
سنتور 2016-01-28T09:35:01+01:00 2016-01-28T09:35:01+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/13 حمید احمدوند   سنتور   سنتور بر پایهٔ شواهد و قراین یکی از کهن‌ترین سازهای منطقه به شمار می‌رود. کهن‌ترین اثری که از این ساز بر جا مانده، از سنگ‌تراشی‌های آشور و بابلیان (۵۵۹ قبل از میلاد) است. در این سنگ‌تراشی‌ها، صف تشریفاتی که به افتخار آشور بانیپال بر پا شده مجسم گردیده و سازی که شباهت زیادی به سنتور امروزی دارد، در میان آن صف دیده می‌شود.   ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (مرگ به سال ۳۴۶ ه.ق) گذشته نگار نامدار و نویسنده کتاب مروج‌الذهب در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانی  

سنتور

 

سنتور بر پایهٔ شواهد و قراین یکی از کهن‌ترین سازهای منطقه به شمار می‌رود. کهن‌ترین اثری که از این ساز بر جا مانده، از سنگ‌تراشی‌های آشور و بابلیان (۵۵۹ قبل از میلاد) است. در این سنگ‌تراشی‌ها، صف تشریفاتی که به افتخار آشور بانیپال بر پا شده مجسم گردیده و سازی که شباهت زیادی به سنتور امروزی دارد، در میان آن صف دیده می‌شود.

 

ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (مرگ به سال ۳۴۶ ه.ق) گذشته نگار نامدار و نویسنده کتاب مروج‌الذهب در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان، هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیقی ساسانی، واژه سنتور (سنطور) را ذکر می‌کند. در کتب قدیم و تألیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام سنتور چند بار ذکر شده‌است.

 

عبدالقادر مراغه‌ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می‌بستند و با جابجا کردن خرک‌ها، آن را کوک می‌کردند

سنتور، سازی کاملاً ایرانی است که برخی ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می‌دهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده‌شد.

 

برخی پژوهشگران بر این باورند که سنتور در زمان‌های بسیار دور از ایران به دیگر کشورهای آسیایی رفته‌است، چنان که امروزه نیز گونه‌های مشابه این ساز در عراق، ترکیه، سوریه، مصر، پاکستان، هند، تاجیکستان، چین، ویتنام، کره، اوکراین و دیگر کشورهای آسیای میانه و نیز در یونان نواخته می‌شود.

 

بر پایهٔ اسناد و مدارک، نگارگری‌ها و مینیاتورهای سده‌های پیش، آنچه که ما امروزه به عنوان سنتور در اختیار داریم در واقع سنتوری است که از نزدیک به یکصد و پنجاه سال پیش (زمان قاجار) با شکل و شمایل کنونی خود در اختیار هنرمندان این مرز و بوم قرار دارد. چنان که سنتورهای محمدصادق خان (که نخستین نمونه صوتی ساز سنتور به جا مانده از دوران قاجار متعلق به وی می‌باشد)، حبیب سماع حضور و حبیب سماعی، در ابعاد، شمار خرک و چگونگی ساخت، بسیار نزدیک به سنتور امروزی است.

 

بررسی تاریخ گردش و تحول ساز سنتور نشان می‌دهد که این ساز طیف گسترده‌ای از سبک‌ها و مکاتب گوناگون را در سدهٔ کنونی به خود اختصاص داده، به گونه‌ای که پس از یک بررسی اجمالی، می‌توان اذعان داشت حداقل ۱۵ سبک و مکتب گوناگون و فعال در این عرصه شهره خاص و عام‌اند.

 

تنوع و جوراجوری چشمگیر مکاتب و سبک‌ها باعث تنوع در صدادهی ساز، تکنیک نوازندگی و چگونگی آهنگ‌سازی و نغمه‌پردازی در سطوح گوناگون بوده‌است.

 

سنتور، یا آنچنان که استاد ابوالحسن خان صبا گاه می‌نوشت: سنطور، در سال‌های پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد کمی سنتور می‌نواختند و تعداد کمتری نیز سنتور می‌ساختند و می‌آموختند.

 

گسترش در جهان:

 

با اتکا به قدمت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نام‌های مختلفی پیدا کرده‌است. سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام‌های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد. این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای‌ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در آمریکا زیتر می‌نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند. ساز سنتور در تعدادی از کشورها مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست. همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود ۳۶۰ سیم دارند

 

ساختار ساز:

 

این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارت‌اند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.

 

جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً ۹تایی)خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیک‌تر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم هم‌کوک عبور می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شده‌اند. سیم‌های سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم می‌شوند. دسته سیم‌های سفید بر روی خرک‌های ردیف چپ و سیم‌های زرد بر روی خرک‌های ردیف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. طول قسمت جلوی خرک در سیم‌های سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز از سیم‌های سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بم‌تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می‌دهد.

 

ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته می‌شد و سنتور ۱۲ خرکی نامیده می‌شد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک و سنتور «لا کوک» نیز ساخته می‌شود. سنتور ۱۱ خرک، سنتور چپ کوک نامیده می‌شود. در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می‌شود صدای ساز یک پرده بم‌تر می‌گردد. سنتور ۹ خرک رایج‌ترین نوع سنتور است که سنتور «سُل کوک» نامیده می‌شود و نت‌های ردیف بر اساس آن نوشته شده‌اند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیم‌ها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک می‌شوند و برای اجرای گروهی و ارکستر مناسب است.

 

ساز سنتور برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش ۷ خرک به خرک‌های معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده‌اند.

 

سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم:

 

به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شده‌اند. سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتور معمولی ولی دارای خرک‌ها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم‌تر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم است. در دو نوع سنتور کروماتیک، هر صوت توسط سه رشته سیم هم‌کوک حاصل می‌شود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده‌است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفاده‌های هم‌نوازی می‌شود.

 

نوازندگی سنتور:

 

نوازندگی سنتور بوسیله دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته می‌شود، انجام می‌شود. مضراب‌ها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیش‌تر به مضراب‌ها نمد می‌چسبانند که خود باعث لطیف‌تر شدن صدای سنتور می‌شود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضراب‌ها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضراب‌ها که بیش‌تر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا می‌شود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دست‌ها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با تمرین فراوان بدست می‌آید.

 

سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، می‌تواند بوسیله آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تکنوازی و همنوازی را دارا می‌باشد.

 

برابر نیمهٔ عمر تمرین سنتورنوازان، به کوک کردن آن می‌گذرد. چون ضربه‌های مداوم مضراب روی سیم‌ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم‌ها کوک را به هم می‌زند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته می‌شود که همراه با زیبایی، بسیاری از عوارض طبیعی می‌تواند روی صدا و کوک آن تاثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های کارکشته را برای یک کوک دلخواه ناکام می‌گذارد.

 

بهترین سنتورنوازان, از گذشته تا اکنون عبارتند از:

محمدصادق خان سرورالملک, علی اکبر خان شاهی, حسن خان, حبیب سماع حضور, حبیب سماعی, حسین صبا, حسین ملک, رضا ورزنده, منصور صارمی, فرامرز پایور, مجید نجاهی, رضا شفیعیان, مجید كیانی, اسماعیل تهرانی, پرویز مشکاتیان, پشنگ کامکار, میلاد کیایی و اردوان کامکار

پیروزباشید

 

]]>
پیانو 2016-01-28T09:08:44+01:00 2016-01-28T09:08:44+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/11 حمید احمدوند    پیانو پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه‌ها) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد. پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر  

 پیانو

پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه‌ها) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد.

پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدودهٔ صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.

 

تاریخچه:

 

پیانو را آقای بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می‌شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.

 

نام‌گذاری:

 

نام کامل ساز پیانو، (Pianoforteپیانو فورته ) میباشد،که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی قوی تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید صداهای زیر و بم می‌باشد.

پیانو‌های اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آن‌چه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه‌بهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایهٔ کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شده‌اند.

 

نحوه صدادهی:

 

چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.

 

کلیدهای پیانو:

 

۷ کلید سفید در هر اوکتاو پیانو برای ۷ نت دو ر می فا سل لا سی وجود دارد. علاوه بر این کلیدهای سفید کلیدهای سیاه‌رنگی هم بین بعضی از کلیدهای سفید وجود دارد. بین کلیدهای سفیدرنگ می و فا و نیز بین کلیدهای سفیدرنگ سی و دو کلید سیاه‌رنگ وجود ندارد.

 

هر کلید سیاه‌رنگ در پیانو در حکم نت دیز برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت چپ آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت راست آن کلید سفید قرار دارد) و در حکم نت بمول برای نت مربوط به کلید سفید‌رنگ سمت راست آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت چپ آن کلید سفید قرار دارد) است.

 

انواع پیانو

پیانو اسپینت

پیانو کنسول

پیانوی بزرگ

البته پیانو‌های بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانو‌های پیشرفته تر استفاده می‌شود.

امیداست اطلاعات جمع آوری شده موردتوجه بازدیدکنندگان محترم قرارگیرد.

 پاینده وپیروز باشید

]]>
بیوگرافی استادصبا 2016-01-20T07:31:33+01:00 2016-01-20T07:31:33+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/10 حمید احمدوند استادصبااستاد ابوالحسن صبا از اساتید بزرگ موسیقی اصیل ایران است‌. او در 1281 ش‌، در تهران متولد شد. پدرش‌، ابوالقاسم كمال‌السلطنه‌، فرزند محمد جعفرخان صدرالحكما، فرزند محمودخان صبا، شاعر و نقاش بلند آوازه عهد ناصری‌، و از مردان فاضل و هنردوست عصر خویش بود. كمال‌السلطنه طبیب و ادیب و دوست‌دار موسیقی بود. سه تار را دل‌نشین می‌نواخت و اولین استاد پسرش بود. صبا علاوه بر نوازندگی‌، گاه آهنگ نیز می‌ساخت و علاوه بر موسیقی‌، ادبیات كلاسیك ایران را به خوبی می‌شناخت و زبان انگلیسی را می‌دانست‌. او به پرور استادصبا
استاد ابوالحسن صبا از اساتید بزرگ موسیقی اصیل ایران است‌. او در 1281 ش‌، در تهران متولد شد. پدرش‌، ابوالقاسم كمال‌السلطنه‌، فرزند محمد جعفرخان صدرالحكما، فرزند محمودخان صبا، شاعر و نقاش بلند آوازه عهد ناصری‌، و از مردان فاضل و هنردوست عصر خویش بود. كمال‌السلطنه طبیب و ادیب و دوست‌دار موسیقی بود. سه تار را دل‌نشین می‌نواخت و اولین استاد پسرش بود. صبا علاوه بر نوازندگی‌، گاه آهنگ نیز می‌ساخت و علاوه بر موسیقی‌، ادبیات كلاسیك ایران را به خوبی می‌شناخت و زبان انگلیسی را می‌دانست‌. او به پرورش گل نیز علاقه‌مند بود. ساز اصلی استاد ویولن بود كه آن را نزد حسین‌خان هنگ آفرین فراگرفت‌. هم‌چنین سنتور را نزد علی‌اكبر شاهی و حبیب سماعی‌، كمانچه را نزد حسین‌خان اسماعیل‌زاده‌، ضرب را نزد حاجی‌خان ضربی‌، نی را نزد اكبرخان‌ ، تار را نزد  استاد علی‌نقی وزیری   و سه تار را در مكتب  استاد  میرزا  عبدالله و غلامحسین درویش به كمال رسانید  .  در جوانی به مد رسه كمال‌الملك رفت و نقاشی را فراگرفت‌. هم‌چنین‌، مهارت‌هایی چون   سوهان كاری‌  ، نجاری‌  ، ریخته‌گری‌     ، معرق‌كاری و خاتم‌كاری به دست آورد كه بعداً در ساختن آلات موسیقی به كار بست‌.صبا در شب جمعه  29  آذر ماه  1336 در سن 55 سالگی به علت ناراحتی قلبی چشم از جهان فروبست‌. بعد از مرگ استاد، بر طبق وصیت ایشان و به خاطر تجلیل و قدردانی از این هنرمند نامی‌، خانه ایشان در 29 آبان 1353، به موزه تبدیل گردید و همسر ایشان به كمك  فرزندان استاد، اشیا و لوازم متعلق به استاد را جمع آوری و به موزه اهدا كردند .به‌طوركلی‌، موزه صبا به دو بخش تقسیم می‌شود: بخش اول شامل سازها، لوازم شخصی و آثار استاد از جمله ردیف‌های موسیقی است‌; و بخش دوم اختصاص به كارهای دستی خانم صبا، همسر استاد صبا، دارد كه شامل مجموعه تندیس‌های مومی و لباس‌های محلی و سنتی ایران قدیم است‌.ابوالحسن صبا خانه کوچک اما خاندان بزرگی داشت. پدرش ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند محمد جعفر خان صدرالحکما فرزند محمود خان صبا شاعر و نقاش بلند آوازه عهد ناصری بود.ابوالحسن صبا به سال 1281 شمسی در چنین خاندانی پا به عرصه هستی نهاد. ساز اصلی صبا ویولن بود. اما در نواختن سازهای دیگر از قبیل سنتور، تار، سه تار، کمانچه، ضرب و نی به درجه استادی رسید.صبا ویولن را نزد حسن خان هنگ آفرین، سنتور را نزد علی اکبر شاهی و حبیب سماعی، کمانچه را نزد حسین خان اسماعیل زاده، ضرب را نزد حاجی خان ضربی، نی را نزد اکبر خان ، تار را نزد استاد علینقی وزیری  ، سه تار را در مکتب استاد میرزا عبدالله و غلامحسین درویش به کمال رساند.در جوانی نیز به مدرسه کمال الملک رفت و از وی تعلیم نقاشی گرفت. چند تابلو رنگ و روغن که تصویر منظره، گل، پرنده و حیوانات است از او در موزه صبا یعنی در همین خانه در حال ویرانی که در سال 1353 به موزه تبدیل شد، به یادگار مانده است.در این موزه اشیاء شخصی صبا و همسرش و نیز سازها و کتابهای او نگهداری می شود.استاد صبا در سال 1306 از طرف استاد علینقی وزیری مامور شد تا در رشت مدرسه ای مخصوص موسیقی تاسیس کند.وی نزدیک دو سال در رشت اقامت کرد و در آنجا ضمن تعلیم موسیقی، به روستاها و کوهپایه های شمال رفت و به جمع آوری آهنگ های محلی پرداخت و ارمغان های بی نظیری از این سفر به همراه آورد. زرد ملیجه، دیلمان، رقص چوبی قاسم آبادی، امیری مازندرانی و چند قطعه دیگر یادگار همین دوره از زندگی اوست.در سال 1318 که رادیو تهران تاسیس شد، صبا در رادیو به کار نوازندگی پرداخت ولی در همه حال در هنرستان موسیقی به کار تدریس و تحقیق موسیقی اشتغال داشت و در اواخر عمر نیز در منزلش کلاس موسیقی دایر کرده بود و علاقه مندان را تعلیم می داد.شاگردان معروف صبا عبارتند از علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون  خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و  ...
صبا علاوه بر اینکه   ادبیات کلاسیک ایران را به خوبی می شناخت   ، زبان انگلیسی را خوب می دانست و از

ادبیات جدید ایران نیز اطلاع داشت.آرامگاه صبا در ظهیرالدوله شمیران در خیابان دربند واقع شده که آن نیز

 در دست ویرانی است

روحش شاد

یادش گرامی

]]>
الفبای موسیقی سنتی 2016-01-19T11:48:58+01:00 2016-01-19T11:48:58+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/9 حمید احمدوند  اغلب مادوستدارموسیقی سنتی هستیم ولی ممکن است اطلاعات مانسبت به چهارچوب ودستگاهی که موسیقی سنتی راشکل داده اشنانباشیم که به اختصارشرحی تهیه شده که امیدوارم مفیدوکاربردی باشد.گاهی آدم فکر می کند اگر این امیر کبیر بنده خدا در تاریخ کشورمان حضور نداشت، چند سال قرار بود در خیلی زمینه ها عقب بیفتیم؟ حالا قضیه موسیقی ایرانی هم همینطور است. عشاق این سبک موسیقی باید فاتحه ای بفرستند به روحش که یک روز، خدا می داند چه در سرش گذشت که به فکرش رسید موسیقی ایرانی باید مرجع مدونی داشته باشد. ه
 اغلب مادوستدارموسیقی سنتی هستیم ولی ممکن است اطلاعات مانسبت به چهارچوب ودستگاهی که موسیقی سنتی راشکل داده اشنانباشیم که به اختصارشرحی تهیه شده که امیدوارم مفیدوکاربردی باشد.

گاهی آدم فکر می کند اگر این امیر کبیر بنده خدا در تاریخ کشورمان حضور نداشت، چند سال قرار بود در خیلی زمینه ها عقب بیفتیم؟ حالا قضیه موسیقی ایرانی هم همینطور است. عشاق این سبک موسیقی باید فاتحه ای بفرستند به روحش که یک روز، خدا می داند چه در سرش گذشت که به فکرش رسید موسیقی ایرانی باید مرجع مدونی داشته باشد. همین شدکه علی اکبرخان فراهانی را که خودش یکی از آدم های کاربلد این حوزه بود صدا زد و دستور داد تا آهنگ های موجود در مناطق مختلف کشور را جمع آوری کند. 

علی اکبرخان این آهنگ ها را به برادرش غلامحسین فراهانی یاد داد و او هم اینها را به میرزا حسین قلی و میرزا عبدالله. دو پسر علی اکبرخان که هر دو از نوازندگان به نام تار بودند، آموزش داد و این دو نفر شدند سرشاخه های موسیقی ایرانی و مولفان ردیف های موسیقی ایرانی. 

حالا سال ها بعد از آن ماجرا، برای اینکه وقتی حرف از موسیقی ایرانی می شود زیاد گیج نزنیم، در حد بضاعت این صفحه سراغ ردیف موسیقی ایرانی رفته ایم و یک منوی پیشنهادی هم برای هر کدام و در ساعات مختلف روز داده ایم. باشد که بعد از خواندن متحول شده و دست به خواندن بزنید!


دستگاه ها هفتگانه موسیقی ایرانی چطور کار می کنند؟

شور و نوایی برپاست

ردیف موسیقی ایرانی از دو بخش اصلی و فرعی تشکیل می شود. قسمت اصلی اش شامل هفت تا دستگاه می شود هر کدامشان حال و هوا و البته طرفداران خاص خودشان را دارند. این هفت دستگاه، موسیقی اغلب نواحی ایران را دربر می گیرند و خیلی از آهنگ های نوستالژیک دوران کودکی مان را هم در دل خود جای داده اند.

1- شور

خیلی از آهنگ هایی که در جشن ها پخش می شود، در همین دستگاه شور ساخته شده اند. همانطور که از اسمش هم پیداست، موسیقی این دستگاه پر است از شور و انرژی. شور یکی از دستگاه های بسیار بزرگ موسیقی ایرانی به حساب می آید که حال و هوای آن به موسیقی ایرانی به حساب می آید که حال و هوای آن به موسیقی منطقه مازندران نزدیک است. البته این دستگاه نغمه هایی ملهم از موسیقی مناطق مرکزی ایران و کردستان هم شنیده می شود.



نمونه: آلبوم یاد ایام و به خصوص خود تصنیف یاد ایام یکی از نمونه های خوب دستگاه شور است. آلبوم «زیباترین» علیرضا افتخاری و «مرا عاشق» شهرام ناظری هم دو نمونه مشهور دیگر از این دستگاه بزرگ هستند.

2- نوا


به علت شباهتی که به دستگاه شور دارد، شناختش کمی به آگاهی نیاز دارد. در واقع اگر دستگاه شور را خوب بشناسید می توانید به تفاوت نغمه های نوا با شور پی ببرید. با این حال اگر دلتان یک شور و حال حسابی می خواهد، می توانید پیگیر آهنگ های این دستگاه هم بشوید.

نمونه: تصنیف «رفتم در میخانه» و آلبوم «نوا مرکب خوانی» از محمدرضا شجریان دو نمونه از این دستگاه هستند. «کنسرت نوا» از حسین علیزاده که دو نوازی تار و تنبک است و آلبوم «نینوا» باز هم از حسین علیزاده از دیگر نمونه های این دستگاه هستند.

3- ماهور

ماهور یکی از دستگاه های گسترده موسیقی ایرانی محسوب می شود که حال و هوای کاملا شادی دارد. اگر دلتان می خواهد با شنیدن یک موسیقی سنتی حسابی روح و روانتان شاد بشود، آهنگ هایی از این دستگاه را گوش کنید که اتفاقا نمونه های زیادی هم دارد.

 بعضی از زبان شناس ها می گویند واژه «ماهور» تغییر یافته واژه «ماژور» یکی از گام های اصلی موسیقی غربی است. جالب اینجاست که حال و هوای هر دویشان هم مشابه است. این دستگاه چند بخش دارد که بعضی بخش هایش به موسیقی منطقه سیستان و بلوچستان، بعضی هایش به موسیقی خراسان و لرستان و یک قسمت های دیگرش هم به موسیقی آذری آذربایجان نزدیک است.

نمونه: آهنگ معروف «مرغ سحر» ساخته مرتضی نی داوود یکی از نمونه های شناخته شده این دستگاه است. مرتضی نی داوود، یکی از شاگردان خوب میرزا حسینقلی و درویش خان خودش هم یکی از ردیف دان های موسیقی ایرانی بوده. شروع این آهنگ کاملا الهام گرفته از درآمد ماهور است. «ز من نگارم خبر ندارد» از آلبوم آهنگ وفا و «ز دست محبوب» از آلبوم شب وصل هم در این دستگاه خوانده شده اند.

4- چهارگاه


بعضی از دستگاه ها به زمان مشخصی از روز تعلق دارند ومعمولا آن موقع روز است که شنیدنشان به دل آدم می چسبد. چهارگاه دستگاهی است که کاملا به صبح ها اختصاص دارد. کافی است یکی از آهنگ های این دستگاه را اول صبح یا در زمان خمودگی و کسالت گوش کنید تا انرژی تان برای یک روز کامل جفت و جور بشود.

نمونه: قطعه معروف «سلام» کسایی که در آلبوم «صبحگاهی» علیزاده به زیبایی اجرا شده، نمونه ای زیبا از یک قطعه موسیقی ایرانی در دستگاه چهارگاه است که خیلی هایمان سال ها اول صبح هایمان را با آنها شروع کرده ایم، بدون اینکه بدانیم در این دستگاه ساخته شده اند. آلبوم «دستان» محمدرضا شجریان هم در این دستگاه کار شده. قطعه بی کلام «دخترک ژولیده» علینقی وزیری هم در این آلبوم مثال خوبی برای آشنایی با فضای چهارگاه است.

5- همایون


یکی از دستگاه های بسیار غمگین ایرانی که میزان غمش از آواز دشتی هم بیشتر است! اگر بغض توی گلویتان گیر کرده و بهانه می خواهید برای اینکه هر آنچه در دل دارید بیرون بریزید، یکی از آهنگ های این دستگاه را پلی کنید و سر و صورتتان را بسپارید به سیل اشک.


نمونه: قطعه «شد خزان گلشن آشنایی» جواد بدیع زاده و آهنگ معروف «اگر بار گران بودیم رفتیم» در این دستگاه ساخته شده اند. آهنگ «کاروان» شهرام ناظری که بارها در تلویزیون بر روی نماهنگی مرتبط با شهدای جنگ تحمیلی شنیده شده هم یکی دیگر از نمونه های این دستگاه است.

6- راست پنجگاه

یکی از دستگاه های مهجور ایرانی است که خیلی کم کار شده. راست پنجگاه شباهت هایی به دستگاه ماهور دارد. توی حرکت نت هایی که برای گوشه های هر دستگاه نوشته شده یک روند مشخص بالارونده یا پایین رونده وجود دارد. نت های موجود در دستگاه راست پنجگاه و ماهور کاملامشترک هستند اما این حرکات و گردش ملودیشان است که با هم فرق دارد.



نمونه: آلبوم «چشمه نوش» و آلبوم مشترک حسین علیزاده و علیرضا افتخاری با نام «راز و نیاز» دو نمونه خیلی خوب این دستگاه هستند.

7- سه گاه


بعضی می گویند سه گاه، منشعب شده از دستگاه چهارگاه است. «سه گاه» علاوه بر حالت بیدارکننده که مشخصه اصلی دستگاه چهارگاه است، بعضی جاها حالت شور و وجد دارد که آن هم به خاطر عوض شدن یکی دو نت کوچک است. این دستگاه شباهت هایی هم به دستگاه شور دارد و خلاصه مناسب است برای اینکه درجه حالتان را چندتایی ارتقا بدهد!



نمونه: آهنگ رسوای زمانه علیرضا قربانی در آلبومی با همین نام که با همایون خرم کار کرده در این دستگاه است. تصنیف «آسمان عشق» در آلبومش با همین نام و تار زلف، غم عشق و دل شیدا آلبوم «رسوای دل» و به ویژه آهنگ های «از غم عشق تو» این آلبوم، به خوبی این دستگاه را معرفی می کند.



دانستن الفبای موسیقی سنتی بر هر فرد بالغ موسیقی دوستی واجب است


قبل از خواندن بدانید

دنیای موسیقی آنقدر پر از واژه های شیک و خارجی است که اگر آدم همینطور یکهو یک متن تخصصی را شروع کند، امکان دارد سریعا بی خیالش بشود. این اصطلاحات تخصصی اگرچه کامل نیستند اما در حد فهمیدن این مطلب و ادعا کردن اینکه «من از موسیقی سنتی بیشتر از یک ساز می دانم!» کافی است.

- گوشه یا مقام: هر کدام از آهنگ هایی که قدیم ترها در مناطق مختلف ایران خوانده می شد را یک گوشه یا مقام می گویند. در واقع کوچکترین جزء هویت دار از ردیف موسیقی ایرانی است.

- دستگاه: خیلی از گوشه های موسیقی سنتی ایران، به این خاطر که به یک منطقه تعلق دارند، حال و هوای مشابهی دارند. این گوشه های با حال و هوای مشترک، همگی در یک مجموعه به نام دستگاه جمع آوری شدند و نام اختصاصی خودشان را گرفتند.

- آواز: هر آواز از مجموع چند گوشه تشکیل شده. این گوشه ها در واقع عضوی از همان هفت دستگاه بوده اند که چون با همدیگر شباهت بیشتری داشته اند، از دل دستگاه ها بیرون کشیده شده اند و نام آواز بر مجموعه شان گذاشته شده.

- ردیف موسیقی ایرانی: مجموعه این دستگاه ها و آوازها در کتابی به نام ردیف موسیقی ایرانی جمع آوری شده. این کتاب در واقع دایرة المعارف موسیقی سنتی ایرانی است که این روزها نسخه هایی از آن به صورت اختصاصی برای هر کدام از سازها چاپ شده است. مثل ردیف موسی معروفی که برای پیانو، ردیف طاهرزاده و دوامی برای آواز و ردیف ابوالحسن صبا برای نی.

- مرکب خوانی: در مرکب خوانی نوازنده از یک دستگاه شروع می کند و به تدریج وارد دستگاه های دیگر می شود. البته افرادی که این کار را می کنند، باید شناخت دقیقی از ردیف موسیقی داشته باشند. اصطلاحی در موسیقی داریم به نام فرود. برای توضیح کلمه فرود بهتر است یک مثال بزنیم تا ربطش را با مرکب خوانی بفهمیم؛ مثلا شما در دستگاه ماهور هستید، گوشه ها را دانه دانه جلو می روید تا می رسید به گوشه دلکش. این گوشه وجه تشابهاتی با دستگاه شور دارد. اگر نوازنده یا خواننده متبحر باشند، آن لحظه خیلی زیرکانه می تناند ادامه کار را در دستگاه شور برود اما چون کارش را از ماهور شروع کرده است نهایتا باید کار را در همان ماهور ختم کند. 

در واقع خیلی زیرکانه وارد دستگاه شور می شود و دوباره برمی گردد در دستگاه ماهور فرود می آید. یعنی از نقاط تشابه دستگاه ها کمک گرفته و مرکب خوانی می کنند.

- نت شاهد: نتی است که در هر دستگاه یا آواز بیشترین کاربرد را داشته و در تداعی کردن حال و هوای آن دستگاه یا آواز هم سهم بیشتری دارد. اغلب گوشه ها معمولا با نت شاهد شروع و تمام می شوند. در موسیقی غربی به این نت شاهد درجه اول گام می گویند. نوازنده خوب کسی است که این نت را در هر دستگاه یا آواز به خوبی بشناسد و به موقع از آن استفاده کند.

- درآمد: اولین گوشه آغاز کننده هر دستگاه و آواز. گوشه درآمد تداعی کننده حال و هوای کل آن دستگاه یا آواز است؛ یعنی اگر می خواهید حال و هوای یک دستگاه را بفهمید، بهتر است که اول درآمدش را گوش بدهید.

- رپراتوار: معادل ردیف در موسیقی غربی.در غرب برای هر ساز یک رپرتوار مجزا موجود است. در ایران هم چنین کاری را برای ردیف کرده اند و برای هر سازی ردیف مخصوص آن را تدوین کرده اند.

- گام: در موسیقی غربی معادل دستگاه است که به دو دسته اصلی مینور و ماژور تقسیم می شود. به هشت نت پشت سر هم در موسیقی غربی یک گام می گویند. به فاصله بین هشت تا نت اکتاو هم می گویند.

- دانگ: هر چهار نت پشت سر هم یک دانگ است. در موسیقی غربی به هر دانگ یک تتراکورد می گویند. وقتی می گویند فلانی صدای شش دانگی دارد، یعنی می تواند شش تا دانگ که شامل 24 نت – یا به عبارتی سه گام است – را به ترتیب بخواند. خواننده شش دانگ کسی است که به اجرای هر بیست و چهار نت تسلط کامل دارد. حنجره ای که این توانایی را دارد، چیز خاصی است.

- مرصع خوانی: مرصع پلو چیست؟ پلویی است که همه چیز تویش ریخته شده. مرصع خوانی هم همچین چیزی است. یعنی برخلاف مرکب خوانی، نیازی نیست دنبال وجه تشابه بین دستگاه ها باشید و هر موقع دلتان بخواهد دستگاه را عوض کنید. البته خواننده متبحر طوری این کار را می کند که برای شنونده آزاردهنده نباشد. در ضمن در مرصع خوانی هیچ نیازی نیست که آواز را در همان دستگاه اولیه به پایان ببرید.. یکی از مشهورترین خوانندگان سبک مرصع خوانی «رامبد صدیف» است.



بخش فرعی ردیف موسیقی ایرانی، به اندازه بخش اصلی تنوع و گستردگی دارد

جُنگ پنج و هفت

در ردیف موسیقی ایرانی پنج آواز اصلی وجود دارد که در واقع مجموعه ای از «گوشه» ها هستند که عضوی از دستگاه های مختلف بوده اند اما به خاطر شباهت بیشتری که با هم داشته اند، از دستگاه مورد نظر جدا شده و به شکل یک آواز درآمده اند. 

این وسط، «بیات کرد» و «شوشتری» دو آوازی هستند که بین موسیقیدان ها بر سر مستقل حساب آوردنشان اختلاف است و آمار آوازها را بین عدد پنج و هفت معلق نگه داشته اند!

بیات کرد (کرد بیات)

آثاری که در این آواز خوانده شده اند، آنقدر محدودند که هیچ وقت تا به حال هیچ آلبوم کاملی از بیات کرد ساخته نشده. این آواز هم زیرمجموعه دستگاه شور به حساب می آید.



نمونه: در آلبوم «آستان جان» که اثر مشترک شجریان و پرویز مشکاتیان است، چند نمونه از این آواز وجود دارد. تصنیف «دل دیوانه» هم یک نمونه دیگر این آواز است.

بیات اصفهان

با اینکه این آواز گوشه های غمگینی دارد اما غم و حزن و اندوه آواز دشتی متفاوت است. حال و هوای بیات اصفهان تا حدودی با «گام مینور» در موسیقی غرب یکی است.

نمونه: این آواز یکی از آوازهای مورد علاقه آهنگسازها و خوانندههای ایرانی است و خیلی رویش کار می کنند. آلبوم «سفر به دیگر سو» شهرام ناظری و یک قسمت از آلبوم مشترک کیهان کلهر و علی بهرامی فرد با نام «تنها نخواهم ماند» در آواز بیات اصفهان است. تیتراژ سریال هزاردستان که مرتضی نی داوود ساخته هم یکی دیگر از نمونه های این آواز است.

دشتی


دشتی همیشه پای ثابت عزاداری ها بوده و هست. غمی که در این آواز وجود دارد قادر است اشک هر جنبده ای را دربیاورد! دشتی علاوه بر کاربردش در مراسم عزاداری، در موسیقی درمانی هم استفاده می شود. خیلی از روانشناس ها از این نوع موسیقی استفاده می کنند تا بیمار مورد نظر به راحتی احساساتش را بیرون بریزد و خودش را تخلیه کند. آواز دشتی بسیار شبیه آهنگ های منطقه گیلان است. 

حتی یکی از گوشه های این آواز به نام «دیلمان»، نام منطقه ای در استان گیلان است. به همین خاطر هم خیلی ها به شوخی به آواز «دشتی» می گویند «رشتی». با اینکه تنوع این آواز زیاد نیست اما کارهای زیادی در آن ساخته شده. دشتی هم زیرمجموعه دستگاه شور است.



نمونه: آواز خوانده شده توسط فریدون پوررضا در موسیقی تیتراژ سریال پس از باران که در گوشه دیلمان است، به خوبی فضای آواز دشتی را تداعی می کند. جالب است بدانید آهنگ «رعنا»ی گروه رستاک و آهنگ معروف «ای ایران ای مرز پرگهر» با اینکه ملودی شادی دارند اما زیرمجموعه آواز دشتی هستند. 

در واقع خلق این فضاهای متفاوت خیلی وقت ها به ذوق، خلاقیت و زیرکی آهنگساز برمی گردد که از فضای دستگاه یا آواز استفاده کند و با استفاده از ریتم، آهنگی خلق کند که با فضای عمومی دستگاه یا آواز متفاوت باشد.

بیات ترک


این آواز یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است و مثل همان دستگاه آدم را به وجد می آورد.

نمونه: قطعه «اندک اندک» شهرام ناظری بیات ترک است. شروع این آهنگ الهام گرفته از گوشه «درآمد» آواز بیات ترک است. آلبوم «گل صدبرگ» ناظری نمونه دیگری از این آواز است. جالب است بدانید اذان موذن زاده اردبیلی در گوشه ای از این آواز با نام «روح الارواح» ساخته شده و به نظر می رسد مرحوم موذن زاده به خاطر اسم این گوشه، آن را برای اذان خود انتخاب کرده.

افشاری



این آواز هم یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است. بسیاری از تصنیف های قدیمی در این آواز ساخته شده اند. آوازهای افشار گاه با حزن همراهند و گاهی هم بسیار شاد هستند.

نمونه: تصنیف «از کفم رها»ی عارف قزوینی با این شروع، «از کفم رها شد قرار اول ...» از نمونه های آشنای افشاری است.

شوشتری


با اینکه این آواز تم غمگینی دارد اما تعدادی آهنگ شاد هم در آن خوانده شده. با این حال تم اصلی این دستگاه غمگین است. شوشتری گوشه های کمی دارد. خیلی ها معتقدند شوشتری در واقع یکی از گوشه های دستگاه همایون است نه یک آواز مجزا.



نمونه: تصنیف بیا تا گل برافشانیم ساخته حسین علیزاه و با آواز علیرضا افتخاری در آلبوم راز و نیاز، قطعه بی کلام «به زندان» از استاد ابوالحسن صبا و آهنگ معروف سریال دلشدگان دو نمونه غمگین از این آواز و آهنگ شیرازی «جینگه جینگه ساز میاد و ...» یک نمونه شاد این آواز است.

ابوعطا


این آواز هم حال و هوای غمگینی دارد و زیرمجموعه دستگاه شور محسوب می شود.

نمونه: آلبوم «آتش در نیستان» شهرام ناظری و «تصنیف بهار دلکش» محمدرضا شجریان از نمونه های این آواز هستند.
امیداست که مطالب فوق موردتوجه بازدیدکنندگان محترم واقع شود

پاینده باشید
]]>
بیوگرافی 2016-01-19T10:25:05+01:00 2016-01-19T10:25:05+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/7 حمید احمدوند ا ستاد غلامحسین بنان پدر: کریم خان بنان الدوله نوری همسر: پریدخت بنان فرزند:گیتی،بیژن، هومن صدر (پسر خوانده)  در اردیبهشت ماه سال 1290 خورشیدی در تهران خیابان زرگنده (قلهک)،در خانواده متمول و صاحب جاه، به دنیا آمد. پدرش کریم خان بنان الدله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکنی (رکن الدله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه  قاجار بود  . از شش  سالگی بنا  به توصیه  استاد نی  داود  به خوانندگی  و نوازندگی ارگ و پیانو ا ستاد غلامحسین بنان

پدر: کریم خان بنان الدوله نوری

همسر: پریدخت بنان

فرزند:گیتی،بیژن، هومن صدر (پسر خوانده)

 در اردیبهشت ماه سال 1290 خورشیدی در تهران خیابان زرگنده (قلهک)،در خانواده متمول و صاحب جاه، به دنیا آمد. پدرش کریم خان بنان الدله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکنی (رکن الدله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه  قاجار بود  . از شش  سالگی بنا  به توصیه  استاد نی  داود  به خوانندگی  و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم  ناصرسیف بوده اند.  بنان در سال 1321 خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان،  شادروان روح اله خالقی مسولیت رادیو را بر عهده داشت،   روزی که بنان با عبدالعلی  وزیری جهت امتحان به رادیو می روند در دفتر روح اله  خالقی ، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده ، از بنان میخواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه »   را آغازمیکند  و صبا هم باویلن او را همراهی می کند. هنوز  « درآمد » تمام نشده بود که خالقی به صبا می گوید:«شما نواختن ویلن را قطع کنید» و به بنان اشاره می کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون   اندک مکثی ، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می اید که روح اله خالقی بی  اختیار برخاسته و او را در آغوش   گرفته و می بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش  بینی می کند . صدای بنان ،  بسیار لطیف و  شیرین ، زیبا و خوش اهنگ، کوتاه می خواند ولی   درهمین کوتاهی، ذوق و هنر بسیار نهفته است، غلت ها و تحریرهای او چون رشتهء    مروارید غلطانی، به هم پیوسته و مانند  اب روان است  . من از صدای او مسحور میشوم، لذتی بی پایان می برم که فوق ان متصور نیست، تصور نمی کنم خواننده یی به ذوق و لطف و استعداد بنان در قدیم داشته باشیم، و به این زودی ها هم پیدا کنیم...بنان در موسیقی ما از گوهر گرانبها هم گرانبهاتر است. از سال1321 صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده یی از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان فراوانی در سراسر کشور پیدا کرد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند داود پیر نیا همکاری داشت. بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 450 اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور  « الهه ناز  » او بهترین معرف این ادعا می باشد.   غلامحسین بنان به سال 1315 خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت ایران بار که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منسوب گردید. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم فرخ که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت. بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال 1334 ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته که ره آورد این همکاری ها دهها برنامه گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ و برگ سبز می باشد.و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است. غلامحسین بنان مدتها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بیشتر رنجور می کرد و متاسفانه کوشش های پزشکان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های پری بنان همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نیفتا دو سرانجام درساعت 7 بعدالظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت. بی شک موسیقی وآواز ستاره ای چون او را دیگر نخواهد دید .

روحش شاد

یادش گرامی

راهش پر رهرو

 

]]>
بیوگرافی 2016-01-19T07:24:00+01:00 2016-01-19T07:24:00+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/4 حمید احمدوند     قمرالملوک وزیری زنده یاد وزیری اولین خواننده زن ایران زمین بود قمرالملوک در تاکستان قزوین زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضه‌خوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته است: (من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردن‌ها به من جرأت خوانندگی داد) در جوانی پس از آشنائـی با استاد مرتضی نی‌داود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر  

 

قمرالملوک وزیری

زنده یاد وزیری اولین خواننده زن ایران زمین بود

قمرالملوک در تاکستان قزوین زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضه‌خوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته است: (من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردن‌ها به من جرأت خوانندگی داد)

در جوانی پس از آشنائـی با استاد مرتضی نی‌داود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت. کار پیشرفت قمر در مدتی کوتاه به آنجا رسید که کمپانی «هیز ماسترز ویس» به خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه پر کنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی «پولیفون» هم آمد. به گفته ساسان سپنتا ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شده است.

قمر نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ برگزار کرد. روز بعد نظمیه از او تعهد گرفت که بی حجاب کنسرت ندهد. قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص داد. قمر در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی نمود. در همدان در سال ۱۳۱۰ کنسرت داد و ترانه‌هایی از عارف خواند. وقتی نیرالدوله والی خراسان چند گلدان نقره به او هدیه کرد آن را به عارف پیشکش نمود. با این که عارف مورد غضب والی و دستگاه رضاشاه بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچه‌های یتیم اختصاص داده شد.

گشایش رادیو در سال ۱۳۱۹ صدای قمر را به عموم مردم رساند. عارف قزوینی و ایرج‌میرزا و تیمورتاش وزیر دربار، شیفته او شده بودند. با این‌همه قمر از گردآوری زر و سیم پرهیز می‌‌کرد و درآمدهای بزرگ و هدایای گران را به فقرا و محتاجان می‌داد.

قمرالملوک وزیری در شامگاه پنجشنبه پانزدهم مردادماه ۱۳۳۸ در شمیران، بر اثر عارضه قلبی درگذشت.

 

یادش گرامی

راهش پررهرو

]]>
تار 2015-12-27T08:49:09+01:00 2015-12-27T08:49:09+01:00 tag:http://www.hamidahmadvand.ir/post/2 سید علی جدغریب ( مدیر ) تارواژه "تار" در نوشته های موسیقی دانان قدیم ایران همچون صفی الدین ارموی، خواجه بهاءالدین، ابوالفرج اصفهانی و تنی چند از شاعران و نویسندگان دوران گذشته بسیار یاد شده است ولی معلوم نیست منظور ایشان همین سازی باشد که ما امروزه به نام تار می شناسیم. حتی دوبیتی شاعر معروف و شوریده ایران بابا طاهر همدانی که واژه تار در آن به کار رفته است نمی تواند رد پای درستی از این ساز به دست دهد: دلی دیدم چو مرغ پا شکسته چو کشتی، بر لب دریا نشسته همه گویند که طاهر تار بنواز صدا چون می دهد تار شکسته در گذشته سازه
تار
http://s6.uplod.ir/i/00724/w35ap0xjk1c0.jpeg
واژه "تار" در نوشته های موسیقی دانان قدیم ایران همچون صفی الدین ارموی، خواجه بهاءالدین، ابوالفرج اصفهانی و تنی چند از شاعران و نویسندگان دوران گذشته بسیار یاد شده است ولی معلوم نیست منظور ایشان همین سازی باشد که ما امروزه به نام تار می شناسیم. حتی دوبیتی شاعر معروف و شوریده ایران بابا طاهر همدانی که واژه تار در آن به کار رفته است نمی تواند رد پای درستی از این ساز به دست دهد: دلی دیدم چو مرغ پا شکسته چو کشتی، بر لب دریا نشسته همه گویند که طاهر تار بنواز صدا چون می دهد تار شکسته در گذشته سازهایی با عنوان چهار تار، پنچ تار و شش تار بوده اند که این نام ها فقط تعیین کننده تعداد سیم یا تارهای آن سازهایند. بنابراین نمی توان به چنین عنوان هایی اعتماد کرد و مطمئن بود که منظور از چهارتار، پنج تار یا شش تار، همین ساز تار امروزی بوده باشد.

بر اساس نقاشی های مربوط به بزم شاه عباس صفوی در عمارت چلهستون اصفهان، معلوم می شود در آن زمان سازی مانند تار امروزی رواج نداشته است. در یکی از این نقاشی ها، سازهایی مانند دف، نی، قانون، کمانچه و سازی مضرابی شبیه به تار دیده می شوند. با توجه به این که یکی از سندهای محکم برای یافتن پیشینه هر ساز، وجود نقش ها و نقاشی های مختلف از عهد گذشته می باشد و چنین سندی تا کنون برای ساز تار بدست نیامده است، می توان گمان داشت که این ساز خیلی قدیمی نیست و احتمالاً در 200 تا 250 سال پیش به شکل امروزی در آمده باشد. قدیمی ترین تصویر متعلق به آن مربوط به اوایل دوران حکومت ناصرالدین شاه است که میرزا علی اکبر فراهانی، بزرگ خاندان هنرپرور فراهانی را در حال آموزش تار به هنرآموزان دربار قاجار نشان می دهد.

تار از دوره فتحعلی شاه قاجار کم کم به ساز اول موسیقی شهری ایران تبدیل شد. مهم ترین و معروف ترین نوازندگان این دوره نیز همگی تارنواز بودند و همچنین ردیف موسیقی دستگاهی ایران نیز به کوشش نوازندگان تار شکل گرفت. به جز منطقه آذربایجان، هیچ شکلی از تار در موسیقی های بومی ایران وجود ندارد. اما شکل متفاوتی از آن به نام رباب در مناطق وسیعی از بلوچستان، افغانستان و تاجیکستان از گذشته های دور به یادگار مانده است. به گمان ژان دورینگ پژوهشگر معاصر فرانسوی، تار امروزی برگرفته از ساز رباب قدیم است. زیرا شکل کاسه هر دو ساز، دوقلوست و سطح روی شان با پوست حیوان پوشیده می شود.

شکل دیگری از تار، در مناطق شمال غرب ایران و همچنین کشور آذربایجان به نام تار قفقازی وجود دارد. این ساز نیز بنا به پژوهش های ورتکف Vertkov و دیگر صاحب نظران آذربایجانی، تا پیش از قرن 12 هجری (اواخر قرن 18 میلادی) در قفقاز دیده نشده است. در آن زمان یک نوازنده ماهر به نام صادق اوغلی به آن سه سیم واخوان افزود و کمی شکلش را تغییر داد. بدین ترتیب تار قفقازی اقتباسی از تار ایرانی و در اصل برگرفته از رباب است. در حال حاضر این ساز با کاسه ای کوچک تر از تار ایرانی، هشت سیم دارد و محل قرار گرفتن آن همانند عکس های نوازندگان تار دربار قاجار، بر روی سینه نوازنده است.

قدیمی ترین تار ایرانی که در جهان غرب شناسایی شده، به سال 1289 هجری خورشیدی در یک موزه انگلیسی و قدیمی ترین سند تارنوازی با شکل و شمایل امروزی نیز، نوشته ای از گوبینو Gobineau جهانگرد فرانسوی است که در سال 1235 خورشیدی، تارنوازی آقا علی اکبر فراهانی را در تهران از نزدیک دیده و او را یک هنرمند طراز اول جهانی توصیف کرده است.
 ساختمان ساز

این ساز از دو قسمت كاسه و دسته تشكیل می شود. كاسه كه مهمترین بخش ساز است معمولاً دو تكه ساخته می شود. چوب مورد استفاده بیشتر از درخت توت و گاهی از درخت گردوست و البته بهترین کیفیت با چوب توت بدست می آید. برای ساخت آن، ابتدا دو طرف كاسه تار به صورت جداگانه تراشیده می شود و سپس داخل هر یک خالى شده و بعد آنها را به هم می چسبانند. کاسه از یک قسمت بزرگ به نام شکم و یک قسمت کوچک به نام نقاره تشکیل می شود.

پس از چسباندن دو نیم كاسه، دسته را به آن وصل مى كنند و سپس سرپنجه نیز به دسته وصل مى شود. سرپنجه در واقع جعبه ای است که در انتهای دسته تار قرار دارد و گوشی های نگهدارنده سیم های تار بر دو سوی آن جای می گیرند. برای تار دو نوع سرپنجه می سازند. یکی طرح سنتی و دیگری نوعی جدید موسوم به طرح استاد قنبری (ابراهیم قنبری مهر) است.

دستۀ تار ۴۵ تا ۵۰ سانتى متر طول دارد و جداگانه ساخته مى شود. برای تزئین آن معمولاً دو نوار استخوانی که در بین شان یک نوار چوبی تیره رنگ نصب شده است، دیده می شود.

خرک وسیله کوچکی از جنس شاخ بز یا گوسفند است که سیم های تار از روی آن عبور می کنند و هنگام نوازندگی طنین صدای سیم ها از طریق همین خرک به پوست تار و در نهایت به کاسه تار وارد می شود تا برای چند مرحله تشدید شوند.

در سال های اخیر نوعی خرک پلاستیکی نیز ساخته شده است که به زعم برخی نوازندگان و سازندگان تار، صدای بهتری ایجاد می کند.

تار 6 سیم دارد. سه عدد از سیم ها از جنس فولاد و سه عدد دیگر از جنس آلیاژهای مس هستند. در گذشته، تمام سیم ها را همانند سایر سازهای زه دار، از ابریشم می ساختند. سیم ها از یک طرف به کاسه تار وصل می شوند و پس از گذشتن از روی خرک در انتهای دسته به گوشی های ششگانه متصل می شوند.

سیم های تار با کوک های مختلفی به صدا در می آیند. هر کدام از آنها رنگ صوتی ویژه ای دارند و تقریباً با یک کوک می توان تمام دستگاه های موسیقی ایرانی را نواخت. گستره صدا دهی این ساز در حدود دو و نیم هنگام Octave است.

برای نوازندگی تار، کوک های مختلف و متنوع وجود دارد. برخی کوک ها برای اجرای برخی دستگاه ها مناسب تر و برای برخی دیگر چندان مناسب نیستند. چهار کوک رایج همانند نمونه های 20، 21، 22 و 23 هستند.

بر روی دسته تار 25 تا 28 عدد پرده بسته می شود. پرده ها مشخص كنندۀ نقاطى هستند كه نت هاى مختلف به وسیلۀ آن تولید می شوند. جنس پرده از رودۀ تابیده گوسفند است که نوازنده با دست گذاشتن روى هر كدام از آنها مى تواند نت متفاوتى را بنوازد.

تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی سه سانتی متر نواخته می شود.

تقریباً نصف طول مضراب با موم پوشیده می شود تا مضراب در دست های نوازنده به راحتی جای گیرد.

در سال های اخیر یک نوع مضراب پلاستیکی نیز بدین منظور ساخته شده است.

از سازندگان قدیم تار می توان به نام های استاد خاچیک، هامبارسون، فرج الله، آقا گلی، یحیی، برادران عباس و جعفر صنعت، ملکم، استاد حاجی و پسرش رمضان شاهرخ اشاره کرد. در این میان نام یحیى، تارساز برجستۀ اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجرى بیشتر معروف است.

میرزا یحیى از ارامنۀ جلفاى اصفهان و نام اصلى اش هوانس آبكاریان بود. اما روى تارهاى خود، با اسم مستعار "یحیى" امضا مى کرد. تاریخ مرگ میرزا یحیى را كه تا کنون مشهورترین سازندۀ تار به حساب می آید، 28 بهمن سال ۱۳۱0 خورشیدى نوشته اند. در بین موسیقیدانان ایران، تار خوب همواره هم ارز با نام یحیى است. از سازندگان نامدار تار در حال حاضر می توان از محمود فرهمند، یوسف پوریا، ابراهیم برزی، ارژنگ ناجی و رامین جزایری نام برد.
 نوازندگان و شیوه های نوازندگی

تار اگر چه نسبت به سایر سازهای ایرانی پیشینه کهنی ندارد و جوان تر می نماید ولی در 200 سال اخیر به عنوان مهم ترین ساز موسیقی شهری ایران شناخته شده است. بزرگ ترین موسیقیدانان یک صد سال اخیر از نوازندگان چیره دست تار بودند. نوازندگی تار در چند دهه اخیر به سه شیوه متمایز قابل دسته بندی است. الف- تارنوازی قدیم ایرانی ب- شیوه رادیویی ج- شیوه نوین
نوازندگان شیوه قدیم

به جز آقا علی اکبر فراهانی بزرگ خاندان فراهانی ها، که پیش از ورود دستگاه های ضبط صدا به ایران درگذشت، از سایر نوازندگان مطرح قرن اخیر نمونه های صوتی موجود است. از شاخص ترین آن ها می توان به نام آقا حسینقلی و میرزا عبدالله فرزندان آقا علی اکبر فراهانی اشاره کرد. چنان که از عکس های دوره قاجار پیداست، آن زمان تار بر سینه نوازنده قرار می گرفته است. اما از حدود سال 1300 خورشیدی (1921 میلادی) کم کم شیوه دست گرفتن ساز تغییر کرد و پیرو این تغییر، ساختمان ساز نیز تا اندازه ای بزرگ تر و سنگین تر شد.

درویش خان یکی از شاخص ترین شاگردان آقا حسینقلی بود. وی با داشتن ذوق آهنگسازی، قطعات ویژه ای برای این ساز بوجود آورد که هنوز هم سر مشق آهنگسازان و نوازندگان جوان هستند. او مدتی در مدرسه موزیک نظام به آموختن طبل مشغول بود و در آنجا با موسیقی غربی هم آشنا شد. در نتیجه تعداد محدودی از ساخته هایش فضای غربی دارند که از آن میان می توان به قطعات مارش و پولکا اشاره کرد. علاوه بر این، برخی از ضبط های به جا مانده از درویش خان با همراهی پیانوست.

پس از خاندان فراهانی، می توان از شاگردان زبده درویش خان یاد کرد که تارنوازان بسیار ماهری بودند، افرادی مانند، موسی معروفی، مرتضی نی داوود، یحیی زرین پنجه و کلنل علینقی وزیری.

علی اکبر شهنازی فرزند آقا حسینقلی نیز با آن که هنگام فوت پدر فقط 18 سال داشت، این ساز را با مهارت زیاد می نواخت و عملاً در طول عمر 81 ساله اش به شاخص ترین نوازنده تار ایران تبدیل شد. وی در شیوه نوازندگی تار ابداعاتی داشت ولی از چارچوب موسیقی اجدادی اش بیرون نرفت. او یکی از تأثیرگذارترین نوازندگان معاصر بود که تلفیقی از شیوه نوازندگی قدما و شیوه شخصی خود را با قدرت بالایی به نسل های بعدی انتقال داد. لحن تارنوازی اش، وجهی کاملاً متمایز از سایر نوازندگان قبل و بعد خودش دارد.

برخی نوازندگان کم شهرت نیز با شیوه هایی کاملاً شخصی و البته در چارچوب تارنوازی قدیم وجود داشتند که در زمان خود مورد توجه واقع نشدند ولی نسل بعد، قابلیت های نوازندگی آنان را ستود. غلامحسین بیگجه خانی یکی از این نمونه هاست که سرعت پنجه ویژه ای داشت و صاحب یک بیان منحصر به فرد بود.

سال های دهه پنجاه خورشیدی، به دوره بازگشت در موسیقی ایرانی معروف است. در این زمان با راه اندازی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی و بهره گیری از اساتید قدیمی، نسل جدیدی از نوازندگان شکل گرفتند که موسیقی آن ها تفاوت قابل ملاحظه ای با جریان رایج روز داشت. به همین نسبت، شیوه های متنوعی از تار نوازی نیز توسط همین نسل به وجود آمد که شباهتی به شیوه و نوین نداشت و در ادامه شیوه تار نوازی قدیم ایرانی بود. برای نمونه می توان به نام هایی چون محمد رضا لطفی، داریوش طلایی، حسین علیزاده، عطا جنگوک، داریوش پیرنیاکان و از جوان ترها به نام ارشد تهماسبی اشاره کرد.
نوازندگان شیوه نوین

کلنل علی نقی وزیری یکی از نوازندگان برجسته درویش خان بود که موفق شد از طریق بورس دولتی، پنج سال در برلین به فراگیری موسیقی غربی بپردازد و علاوه بر تار، نواختن ویولون و پیانو را هم بیاموزد. شیوه نوازندگی او پس از بازگشت به وطن، با نوع نوازندگی تارنوازان سنتی بسیار متفاوت بود و در نهایت وی بنیانگزار تارنوازی نوین ایرانی شد. ریزهای بسیار تند شبیه ماندولین، اجرای پاساژهای تند و نواختن فواصل پرشی از ویژگی های تار نوازی وی به شمار می روند. شیوه نوازندگی وزیری در نسل بعد چندان پیگیری نشد و منحصر به خودش باقی ماند. در سال های اخیر کیوان ساکت تنها کسی بود که مدتی شیوه نوازندگی وزیری را دنبال می کرد.
نوازندگان شیوه رادیویی

پس از آغاز به کار رادیو ایران در اردیبهشت 1319 خورشیدی (1940 میلادی)، کم کم پای نوازندگان سازهای مختلف، به رادیو کشیده شد و به تدریج شیوه ای دیگر در نوازندگی سازهای ایرانی پدید آمد که امروزه به شیوه و رادیویی معروف است. در این شیوه، تأکید نوازنده بر طنین ساز، بسیار زیاد است، به گونه ای که غالب نوازندگان در انتخاب ساز مورد نظر نیز به نمونه های پر طنین روی می آورند. در تارنوازی شیوه ، تک مضراب های قوی شنیده نمی شوند و ریزمضراب ها نیز آرام تر و به اصطلاح شمرده تر اجرا می شوند.علاوه بر این، نوازندگان بر احساس خود تکیه بیشتری دارند تا این که بخواهند بر اساس ردیف موسیقی دستگاهی اجرا کنند. از نوازندگان شاخص این شیوه، می توان به عبدالحسین شهنازی، لطف الله مجد، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، مهدی تاکستانی، ابراهیم سرخوش، فریدون حافظی و هوشنگ ظریف اشاره کرد.
دیگر نوازندگان مطرح

علاوه بر این ها، در حال حاضر نوازندگان مشهور دیگری هستند که علی رغم گذراندن دوره های آموزشی تارنوازی قدیم، لحن آثارشان نشانه هایی از شیوه های قدیم، نوین و گاه موسیقی های بومی به همراه دارد. نوازندگانی همانند مجید درخشانی، حمید متبسم، محسن نفر، کیوان ساکت و داوود آزاد با کمی اغماض در این دسته بندی جای می گیرند.

تار در طول یک صد سال اخیر مهم ترین و پر طرفدارترین ساز ایرانی بوده است. به همین دلیل نوازندگان بیشتری به آن متمایل شدند. بر خلاف سازهای نی، کمانچه و حتی سنتور که در دوره هایی از موسیقی ایران با کمبود نوازنده مواجه بودند، تار همیشه بیشترین توجه ها را به خود جلب کرده و حتی قیمت گرانش نیز باعث کم رونقی اش نشده است. در فاصله سال های 1320 تا 1340 که غالب ارکسترها با سازهای غربی مثل خانواده ویلون، کلارینت، فلوت و پیانو صدا می دادند، تار به عنوان تنها ساز ایرانی در کنارشان بود. در واقع صدادهی (Sonority)جذاب این ساز در هر دوره ای باعث بقای آن شده و هم اینک نیز تعداد نوازندگان حرفه ای تار در مقایسه با گذشته، خیلی بیشتر است که از میان آن ها می توان به این نام ها اشاره کرد: شهریار فریوسفی، کیخسرو پورناظری، زیدالله طلوعی، فرخ مظهری، مهرداد دلنوازی، محمد دلنوازی، شهرام میرجلالی، محمد جمال سماواتی، حمید سکوتی، منصور سینکی، سیامک نعمت ناصر، همایون یزدانی، افشین فرامرزی، جهانشاه صارمی، بهرام ساعد، بهروز همتی، فریبرز عزیزی، حمید خبازی، وحید بصام، عرفان گنجه ای، علی قمصری، پیام جهانمانی، سهیل حکمت آرا، آرشام قادری، حشمت الله عطایی، سیاوش پورفضلی، لاله زهیدی، ایمان وزیری، عماد حنیفه، هوشنگ فراهانی، ارژنگ سیفی زاده، سلمان سالک، پدیده احرار نژاد، حامد فکوری، پیمان خسروی سامانی، حسن امین شریفی، ساناز ستار زاده، امین رامین، مازیار شاهی، تهمورس پورناظری، رضا موسوی زاده، صادق موسوی، وحید خسروی، مقداد شاه حسینی و ...
نوازندگان زن

نوازندگان حرفه ای تار در طول دو قرن اخیر همواره مرد بوده اند و زنان به دلایل متعدد، چندان نتوانسته اند در این ساز به درجات بالایی برسند. نخستین بانوانی که موفق به یاد گیری تار شدند، دو تن از زنان دربار فتحعلی شاه قاجاربه نام های زهره و مینا بودند.

کم کم با موج نوگرایی ایرانیان در همه زمینه ها و ایجاد مدرسه ویژه دختران، آموزش موسیقی نیز دچار تحول شد. کلنل علی نقی وزیری پس از اتمام تحصیلات موسیقی اش در برلین، سال 1302 به تهران آمد و نخستین مدرسه موسیقی غیردولتی را بنا گذاشت. او بعدها در همین مدرسه برای بانوان کلاس تار برقرار کرد و عده ای از دختران غالباً از خانواده های مرفه، موفق شدند این ساز را بیاموزند.

با وجود فراگیر شدن آموزش موسیقی در جامعه ایرانی، زنان بسیار کمی توانستند در نوازندگی این ساز به مراتب عالی برسند و غالب ایشان پس از تشکیل خانواده یا دلایل دیگر، از فعالیت های هنری باز ماندند. با این وجود تعداد کمی از بانوان، این ساز را به نحو مطلوبی می توانند بنوازند. افرادی همچون پیرایه پورافر، آذر زرگریان، بهاره فیاضی و صهبا مطلبی که از میان ایشان بهاره فیاضی و صهبا مطلبی، به اعتراف بیشتر اساتید تار، توانسته اند این ساز را به صورت حرفه ای و مورد قبول اهل فن بنوازند. درک قوی ایشان از موسیقی ایرانی و تسلط بر ساز تخصصی شان، باعث شده تا ایشان از معدود بداهه نوازان تار در میان زنان ایرانی باشند.
 سازهای هم خانواده

در سال های اخیر هر گونه نوآوری بر روی این ساز، بیشتر به افزایش کیفیت و کارایی آن منجر شده است. تنها اتفاق مهم در این خصوص ساخت اندازه هایی کوچک تر و بزرگ تر از تار معمولی بود که به پیشنهاد کلنل علی نقی وزیری و البته با الگو برداری از فرهنگ موسیقی غربی، به نام های تارسوپرانو و تارباس ساخته شدند. از این دو، فقط تارباس موفق شد در موسیقی نوین ایران جایی پیدا کند و امروزه بیشتر گروه های موسیقی ایرانی از آن بهره می برند. صدادهی تارباس یک هنگام (Octave) بم تر از تار معمولی است. این ساز فقط سه عدد سیم دارد و معمولاً از سیم های گیتار و در مواردی از سیم های ویلنسل بهره می گیرد. تارباس با مضرابی از جنس پلاستیک یا شاخ حیوان نواخته می شود. صدای تک نوازی آن خیلی جذاب نیست ولی در گروه نوازی کاربرد فراوان دارد. در تارباس فقط صداهای بم مورد نیاز است. به همین دلیل روی بخش نقاره، همانند تار پوست نمی اندازند و این قسمت غالباً به صورت خالی دیده می شود. برخی نیز برای زیبایی، روی آن را با یک توری نازک می پوشانند. تارباس در سال های اخیر غالباً در کنار عود، بخش باس موسیقی های معاصر ایرانی را می پوشاند. شکل دیگری از تار، در مناطق شمال غرب ایران و همچنین کشور آذربایجان به نام تار آذری یا قفقازی وجود دارد. این ساز نیز بنا به پژوهش های ورتکف Vertkov و دیگر صاحب نظران آذربایجانی، تا پیش از قرن 12 هجری (اواخر قرن 18 میلادی) در منطقه قفقاز دیده نشده است. در آن زمان یک نوازنده ماهر به نام صادق اوغلی به آن سه سیم واخوان افزود و کمی شکلش را تغییر داد. آذربایجان، تنها منطقه بومی ایران است که در آن علاوه بر موسیقی محلی، یک موسیقی ویژه به نام موسیقی موقامی (مقامی) در آن وجود دارد که با سازهای کمانچه، تار آذری و قاوال نواخته می شود. تار آذری که در گستره بزرگی از مناطق آذری نشین تا گرجستان رواج دارد، در بیشتر متون تاریخی از آن به عنوان تار قفقازی یاد شده است. هماننند تار ایرانی، کاسه ای دوقلو دارد ولی به جای شش سیم، از هشت عدد بهره می گیرد. ضمن این که صدایش کمی تودماغی است. این ساز همیشه روی سینه نوازنده قرار می گیرد و به همین دلیل، ایستاده هم می توان آن را نواخت.
 تجربه های نوین

تار از گذشته همواره در دو نقش تکنواز و همنواز ایفای نقش می کرده است. قدرت صدای آن با سازهایی چون سنتور، عود، کمانچه و نی برابری می کند و بدون میکروفون می تواند در کنار این سازها به همنوازی بپردازد. در سال های اخیر علاوه بر کارهای گروه نوازی ایرانی، آهنگ های مستقلی نیز برای این ساز تصنیف شده است. آهنگ هایی مانند چند نوازی تار که نخستین بار توسط آهنگسازی به نام محسن نفر صورت گرفت و یا دونوازی تار به نام شورانگیز، ساخته حسین علیزاده با اجرای مشترک خودش و ارشد تهماسبی. البته خیلی پیش تر، علی نقی وزیری، آهنگ های دونوازی برای تار نوشته بود ولی عموماً این آهنگ ها شبیه دونوازی های غربی بودند که بیشتر توسط هنرآموزان هنرستان موسیقی اجرا می شدند و در مجموع از اقبال عمومی برخوردار نبودند. در مجموع تجربه محسن نفر در آهنگ چند نوازی تار و تارباس که بیشتر بر اساس تشکیل آکورد زیر ملودی اصلی شکل گرفته بود و همچنین تجربه دونوازی تار ساخته حسین علیزاده که از نوعی فن چند صدایی موسوم به کنترپوان استفاده می کرد، به مذاق شنوندگان موسیقی ایرانی بیشتر خوش آمدند. در خصوص تجربه های نوین تار همچنین می توان به آهنگ فانتزی برای تار و ارکستر ساخته حسین دهلوی اشاره کرد. این آهنگ در اصل بر اساس "بندباز" ساخته کلنل علینقی وزیری بسط و گسترش یافته است. تار همواره در کانون تمدن های شهری بوده و کاربردی در موسیقی محلی نداشته است ولی در چند دهه اخیر و به خصوص با راه اندازی رادیو ایران، برخی نوازندگان محلی به این ساز روی آوردند. از سوی دیگر برخی نوازندگان موسیقی شهری نیز سعی کردند با استفاده از آن، آهنگ های محلی را بازنوازی کنند. اجرای برخی آهنگ های مشهور موسیقی غربی با تار از دیگر تجربه های نوازندگان معاصر است. چنین تجربه ای ابتدا در باکو پایتخت کشور آذربایجان توسط تارنوازان آذری صورت گرفت و امروزه نیز کیوان ساکت، یکی از نوازندگان ایرانی به چنین تجربه ای روی آورده است. این آثار در اصل برای سازهایی مثل ویولون، پیانو و گیتار نوشته شده اند که در اجرای جدید با صدادهی تار، رنگ متفاوتی به خود گرفته اند. روشن است اجرای چنین آثاری در مقوله موسیقی ایرانی نمی گنجد. بلکه صرفاً تجربه ای برای ایجاد یک موسیقی جدید با هویت دوگانه است.

]]>